«جوانان عصرآخرالزمان»
طبق روایات اسلامی آخرالزمان که دوران دین محمد (ص)است وتاقیامت ادامه دارد ، قلمرو جبری اخلاص دردین وکمال نفس بشر است . وبقول معروف عصررومی روم یازنگی زنگ است . یعنی دورانی است که شرک ونفاق ناممکن می شود وانسان بین دین خالص وکفر مطلق وآشکار، مخیراست . واین مرگ هرچه التقاط وشرک وبینابینی گری ونسبیت درارزشهاست . آخرالزمان عرصه ظهور تدریجی مطلقها ومجردات است ، عصر تجربه وتوحید است . وبه لحاظی همه معضلات ومعماها وبن بست های انسان مدرن مختص عصر آخرالزمان است که نفوس بشری تا اعماق ذاتش آشکار وبرون افکنی می شود واین برون افکنی وتجلی ذات کفروایمان دربشر است .
واماجوانان دراین عرصه چه می کنند وچه سرنوشتی دارند ؟
ازآنجاکه جوان وسن جوانی قلمرو اشد انرژی وخلاقیت وبرون افکنی وعشق وآرمان است لذا به مثابه هسته مرکزی ومحور ظهور پدیده های آخرالزمانی می باشد .
جوان مظهر اشد جان است وجان آدمی هم به قول قرآن ازجن است ولذا جنی ترین وجانفزاترین جنبشها را به ظهورمی رساندخاصه درعصرآخرالزمان . درعصرآخرالزمان جنون جان جوان به غایت جنبش وظهور می رسد ودرغایت این برون افکنی جان است که دو تجلی رخ می نماید : خداوابلیس !
آنکه خدارادیدار می کند به کمال وصال است واماآنکه ابلیسیت نفس را می یابدازآنجاکه هنوزجوان است امکان توبه وتغییر انتخاب دارد ومی تواند بایک توبه نصوح ره هزارساله رابه لحظه ای طی کند وخدائی گردد. چنین امکان خارق العاده ای از آن جوان آخرالزمان است پس جوان آخرالزمان به یک میزان امکان نابودی ورستگاری دارد .
جوانان آخرالزمان جوانان عرصه فروپاشی خانواده ها هستند ولذا تنهاترین جوانان تاریخ می باشند . واین تنهائی همان قلمرو تجزیه وتعزیه نفس است که درقرآن کریم درباب قیامت آمده است . این تنهائی هرچند به غایت دردناک است ولی این درد می تواند امکان زایش دوباره را فرهم آورد وخلقت انسانی را باعث شود . چرا که تنهائی به هرحال غایت وکمال انسان است وانسان دراین قلمرو یا خدارا می یابد ویاباابلیس نفس همنشین می گردد که دو نوع کمال است : کمال مومنانه وبهشتی و کمال کافرانه ودوزخی !
انسان تا به غایت دوزخ نرسد امکان خروج ازآن را ندارد . حتی انبیا واولیای خدانیز از این ره گریزی ندارند . این ره یا به نورایمان ومعرفت ومحبت الهی طی طریق می شود ویابه کفروجهل وشقاوت .
جوانان آخرالزمان درقلمرو حاکمیت جهانی دجالان رشد می کنند . دجالانی که تحت عناوینی همچون تکنولوژی ، هنر، آزادی ، عشق و.... عقل ودل ودین را غارت می کنند . این دجالان همچون ضحاک ماربدوش ازمغزسرجوانان تغذیه می کنند .
جوانان عصر آخرالزمان پیرترین جوانان تاریخند . یکی بدان دلیل که درپایان تاریخ بدنیا آمده اند وعمرشان به اندازه کل تاریخ است . ودوم اینکه از کودکی تنها می شوند وتنهائی ازمختصات پیری است .
جوانان عصر آخرالزمان کمترین مهلت را برای انتخاب دارند واندک مکشی آنان راباجریانات دجالی دوران می برد وهلاک می سازد.
جوانان آخرالزمان دربرزخند زیرا درعصر انهدام سنت ها وحاکمیت ضدارزش زیست می کنند وباهمه پیری تاریخی خود بی ریشه وسرگردان وپوچند .
جوانان آخرالزمان درقحطی عاطفه ومحبت هستند زیرا والدینشان هرگز مجال وحال رابطه ای قلبی بافرزندان خودراندارند . ولذا به دام عشق ها وجلوه های ویژه سینمائی وکامپیوتری می افتند وقربانی می شوند . این قحطی می تواند آنان رامبدل به بزرگترین مولدان عشق نماید همانطور که اکثر انبیای الهی یتیم بوده وخود به مقام پدریت ومادریت بشررسیدند . وجوانان این دوران باالقوه دارای چنین قدرت معنوی می باشند .
جوانان آخرالزمان مرفه ترین وکام یافته ترین جوانان تاریخند . این وضع ویژه هم می تواند هلاکتگاه این نسل باشد وهرگز مجال جدیت ومعنویت وتعمق راپدید نیاورد وهم می تواندبسرعت پایان ارزشهای مادی راآشکار سازد وآنان رابراستی دروضع واقعی خودشان یعنی پایان تاریخ قرار دهد وازمادیت تاریخ فراسو بردوومقیم آخرت سازد .
آنچه راکه جوانان قدیم درطی چهل سال می یافتند جوانان آخرالزمان تابیست سالگی می یابند وزان پس امکان انتخابی برتر ومعنوی تر دارند اگر پیشاپیش هلاک نشوند .
آدمی به امید رسیدن به آرزوهایش زنده است وتلاش می کند . جوانان آخرالزمان بسیار سریعتر به آرزوهای مادی خود می رسند ولذا خیلی زود به پوچی وانفعال می رسند واین همان خطر انحطاط آنهاست اگردرغایت مادیت جهان راهی بسوی معنا نیابند .
آخرالزمان درنفس بشربه معنای وضعیت صفراست ونوعی به انتها رسیده گی روانی وآرمانی . ولذا جوانان به عنوان کانون جنبش هراجتماعی در این وضعیت صفردچار جنون انفجارند واگر مسلح به معنائی فوق مادی نباشند دچار خود – براندازی شده وجامعه ای را بسوی تخریب ونابودی می کشانند .
جوانان آخرالزمان بدبخت ترین خوشبختهای تاریخند .
دکترعلی اکبرخانجانی
