فقر چیست ؟
هنگامی که سخن از فقر به میان می آید اولین معنایی که در ذهنمان خطور می کند همان بی پولی است . اما این ظاهری ترین و یا دنیوی ترین تعریف از فقر است. اما در قبال فقر دنیوی باید از فقر دیگری نیز سخن گفت که آن فقر معنوی است. همانطور که میدانید هر آنچه که در جهان هستی وجود دارد دارای دو بعد است : مادی و معنوی . و هنگامی که سخن از تعادل می کنیم اساساً تعادل در ماده و معنا است.
و اگر بخواهیم در باب ماده و معنای انسان سخن گوئیم باید پول را عصارۀ مادیّت انسان و خدا را اسوۀ معنای انسان بدانیم و اگر باور کنیم که انسان نیز مانند هر موجودی در این عالم هستی دارای تعادل است پس تعادل انسانی همان تعادل بین پول و خدا در اوست. و این به معنای این است که هر انسانی به میزان فقر مادی خود دارای ثروت معنوی است و به میزان ثروت مادی خود دارای فقر معنوی است.
به هر حال بشر در طول تاریخ نشان داده که تا مجبور نشود رو به خداوند یعنی منشاء و مطلق معنا نمی کند و به همین دلیل، بشر هنگامی که در تنگناهای دنیوی قرار میگیرد برای ادامه زندگی و یافتن احساس وجود ، نقصان دنیای خود را با رویکرد به خداوند جبران می کند و بدینگونه به تعادلی جدید از ماده و معنا در خود دست می یابد. همانطور که اگر به ناگاه گشایشی دنیوی در زندگیش شود و او به مقام و پول بیشتری دست یابد میزان معنویت در او کاهش می یابد.
هنگامی که سخن از معنا می کنیم این معنا در بیان واضحتر همان محبت و دوست داشتن دیگران است زیرا دوست داشتن خداوند تنها در دوست داشتن بندگان خداست که امری واقعی و قابل ارزیابی می گردد در غیر این صورت هر کس می تواند خود را عاشق خداوند بداند و چنین باوری را به خود تلقین کند اما چون خدا در جهان ماده وجود ندارد این امر میتواند تنها برخاسته از تخیّل و توهم و یک دروغ باشد.
شاید بگوئید که اگر چنین باشد پس گرسنگان آفریقا باید دارای بیشترین معنا در خود باشند. آری همینطور است. کافی است که از نزدیک به زندگی آنان نگاه کنید زندگی که در نگاه اول در چشم شما غیر قابل تحمل می نماید و به خود می گویید که اگر جای آنان بودید همان ابتدا خود را می کشتید اما آنان خود را نمی کشند و در عینی که در فقر کامل بسر می برند دارای آرامش و رضایتی هستند که برای شما غیر قابل فهم است و اگر با آنان رابطه نزدیک برقرار کنید باز هم در میابید که چقدر زندگی را دوست دارند و با تمامی سختیها یی که در ظاهر وجود دارد از زندگی خود لذت می برند. که این لذتی معنوی است که هر فردی تنها باید آن را تجربه کند و باز برای باور این حقیقت سری به آمریکا بزنید کشوری که ظاهراً مرفه ترین کشور دنیاست و می بینید که در این کشور چقدر انسانها تنهایند و چقدر از یکدیگر متنفرند.
پس اگر خود را فقیر میدانید یعنی بی پول ، کمی به درون خود نگاه کنید تا دریابید به ازای فقر دنیوی ، دارای چه ثروت معنوی می باشید . در این صورت است که دیگر در مقابل پولداران احساس حقارت نمی کنید و خود را مورد ظلم خدا نمی یابید زیرا اگر خدا به شما پول نداده بجایش معنویت داده و اینگونه است که عدل خداوند را در باب خود باور می کنید .

