امام از نگاه جامعه در دوران غیبت
بدون تردید امامت یک مقام باطنی و روحانی است و جهان اندرونی ونهانش را جز امامان دگر و مخلصین نمی شناسند ولی این هدایت استثنائی از امام تجلّی ویژه ای نیز در حیات بیرونی واجتماعی دارد که در هر زمان و دورانی اصول این ویژه گیها یکسان است . آیا این ویژه گی های اصولی در چشم اجتماع چیستند ؟ البته این اصول در کمّ و کیف بسته به درجه امامت است ولی با اینحال خطوط کلی یکی هستند که در صور و درجات متفاوت به چشم می آیند ودر چشم جامعه نیز ایجاد حیرت و شبهه عظیم می کند واز درک عامه مردمان بیرون است وحتّی مومنان نیز دچار سوء ظن های فراوان می شوند و جز چند نفری از نزدیکانش کسی او را به حق تصدیق نمی کند؟ زیرا او به هیچ کسی شباهت ندارد :
1- عشق به سلامتی و عزّت و هدایت مردمان و در این مسیر از هر امکانی و در هر شرایطی کوچک وبزرگ بهره بردن و با دل و جان و بی کمترین مزد ومنّتی خدمت نمودن . ولی از آنجا که این خدمت خالصانه است هم آثاری خارق العاده و معجزه آسا پدید می آورد و موجب گشایش هائی حیرت آور می شود و هم مردم دچار شک وسوء ظن شده و بواسطه عدم معرفت ، ایشان را در مظان اتهاماتی عجیب و بی اساس قرار می دهند.
2- ارتزاق و امرار معیشت او در زندگی نیز خارج از قاعده و عرف و قراردادهای اجتماعی و اقتصادی است . او به معنای واقعی کلمه از نزد خدا روزی میخورد و هرگز نه پس اندازی ازگذشته دارد و نه باز نشستگی برای آینده و نه حقوق ثابتی . او با تمام وجود در رابطه با مؤمنان کار می کند و رزق حاصل را بین همه تقسیم می کند و کمترین بهره را خود می برد که در حد رزق روزمره است . هر کسی در ارتباطی اندک با او به ناگه به خیر و برکت و رونقی عظیم در معیشت نائل می آید واو از همه اطرافیانش فقیرتر است از مال دنیا که تحت مالکیت وی باشد. جز ملزومات واجب چیزی ندارد و اگر املاکی موروثی داشته باشد آنرا به رایگان یا وقف دراختیار دیگران می گذارد . مایملک او از دنیا چیزی در حد یک کوله بار است . او اساساً خانه بدوش است و خانه اش آنجائی است که کسی طالب یاری در دین باشد و یا درماندۀ مفلوک بیکسی به او پناه جوید. او در قلمرو فقیرترین انسانهای روی زمین است و اگر امام کامل باشد کسی فقیرتر از او بر روی زمین نیست .
3- به لحاظ عاطفی او بیکس ترین و تنهاترین انسان جامعه خویش است درحالیکه به دوست ودشمن محبت دارد کسی توان مهر ورزی به او را ندارد حتّی اعضای خانواده اش که اتفاقاً بطور معمول بیگانه ترین افراد نسبت به او می باشند واو نیز کمترین احساس تملک عاطفی و توقعی نسبت به آنان ندارد و اعضای خانواده اش در نزد او هیچ برتر از سائر افراد جامعه نیستند . او بدین لحاظ مظهر عدالت است و همه مردمان در چشم و دل او یکی هستند و فقط آنان که با ایمانترند به وی نزدیکتر می شوند و توان ارتباطی نزدیکتر را دارند . او به لحاظ عاطفی در قحطی مطلق محبت مردم است او منبع تغذیه محبت برای همه بیکسان و مطرودین و بیوه ها و یتیم ها و فقراء و رنجوران می باشد .
4- به علم و معرفت در زمانه خود احاطه کامل دارد و جز او هیچکس دارای چنین حد کامل و جهانی از ادراک نمی باشد . در ضمن او از جمله انگشت شمارانی است که معارف و احکام و اسرار مذاهب را در آئینه زمان خود درک می کند و حق و ابطالش را می داند و به معنای واقعی علّامه دهر و عارف کامل می باشد و افراد و گروههای بشری را درک نموده و جایگاه وجودی و دینی آنان را بوضوح می بیند . در ضمن او تنها حکیم واقعی و کامل است و شفابخش همه امراض لاعلاج مردمان می باشد .
5- به لحاظ فعالیتهای جمعی او هرگز با جریانات زمانه حرکت نمی کند و دارای حرکتی مستقل و کاملاً بدیع و ویژه خود است و به لحاظی در کناره ترین حد از تحولات اجتماعی زیست می کند ولی در عین حال بر همه آنها احاطه و علم دارد و غایت آنها را می بیند . او به لحاظ هویت حزبی به معنای واقعی کلمه حامل و رهبر حزب الله است که به لحاظ کمّی کوچکترین حزب روی زمین می باشد که اعضایش از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کند .
6- به لحاظ میزان و نشانه هائی که در چشم مردمان می تواند حجت هائی معرف مقام وجودی او باشد هیچکدام از ویژگیهای مذکور نیست بلکه همان پدیده ای است که به لحاظ تاریخی عامه مردمان را به تصدیق قلبی واداشته است و آن کرامات و شفاعتهای طبیعی وجود اوست و بصورت جسمانی و روانی و ظاهری و باطنی درک می شود .و حتی شقی ترین و منکرترین مردمان هم باطناً ویژه بودن و خارق العاده بودنش را احساس و درک می کنند و اتفاقاً کافرترین انسانها برای اتمام حجت از وجود او معجزاتی واضح تر می بینند تا خداوند حجت را بر ایشان تمام کرده باشد و هیچ جای انکار نداشته باشند . زیرا همواره کافران در طول تاریخ برای تصدیق حقانیت مردان حق معجزات آسمانی می طلبند و عموماً پس از دیدن این معجزات کافرتر می شدند و آنرا به حساب چشم بندی و سحر و جادو می گذاشتند . یکی از خصوصیت منحصر بفرد امام اینست که هر کسی با یکبار دیدارش دیگر هرگز نمی تواند او را فراموش کند و حتی لحظه ای از ذهن خود بزداید . این حضوری الهی در قلوب مردمان است و بزرگترین نشانه امامت در جنبه باطنی است .
7- و آخرین ویژگی زندگی امامان اینست که جملگی شهید می شوند مخصوصاً بدست یا اراده یکی از نزدیکترین کسان خود که بیشترین محبت و کرامت و خدمت را از او دیده اند . امام شهید عشق است .
مؤمنان مخلص آخرالزمان جملگی در قلمرو امامت قرار دارند و به درجه ای امامان جامعه خود محسوب می شوند و به درجات متفاوت دارای این ویژگیها هستند .
دکتر علی اکبر خانجانی

