از عرف تا عرفان
عرفان در معنای نهائی یعنی معرفت بر حق عرف بشری که بستر بقای تمدن بشر بر روی زمین است و کشف ذات این عرف و ارتقای آن به یک فرهنگ و مذهب واحده که مطلوب همه وجدانهای بیدار باشد . و این همان کشف نفس واحده بشری است در قلمرو خودشناسی .
درست به همین دلیل عارفان همه مذاهب در هفتاد و دو ملت درک و تصدیق می شوند .
بنابراین تصور ضد عرفی بودن عرفان برخاسته از برداشتی کاملاً کافرانه و احمقانه است .
مردم شناسی و جهان وطنی عارف برخاسته از درک او از ذات عرف های مذاهب وملل جهان است که در قلمرو معرفت نفس حاصل می آید زیرا هر که خود را شناخت همه را شناخت .
بنابراین هیپی گریها و درویشی گریهای ضد عرف و لاابالی هیچ ربطی به عرفان ندارد که ضد عرفان است . عارف چنان سعه صدر و ظرفیتی جهانی دارد که همه عرفها را هضم می کند و در ظرف هر عرفی هم می گنجد .
باید بدانیم که عرف بشری حداقل دین و اساس فطرت است که موجب استمرار بشر د ر تاریخ بوده است .
دکتر علی اکبر خانجانی

