تبليغاتX
وبلاگ "آخر الزمان"(مؤسسه عرفان عملی)

وبلاگ "آخر الزمان"(مؤسسه عرفان عملی)

هر نوع نقل قول و استفاده از محتويات اين وبلاگ با ذكر منبع و نام نويسنده أن مجاز مي باشد

فلسفه داروسازی

 

می دانیم که نخستین حکیمان  و اطبای بشری، انبیای الهی و سپس اولیاء وعرفا در طول تاریخ بوده اند. هر چه که به سیر تاریخی علم طب باز می گردیم بهتر در می یابیم که اطبای قدیم جملگی  خداپرستانی مخلص بوده اند و یکی از نخستین این اطباء طبق گواه تاریخ حضرت زرتشت است که در اطرافیانش علم داروشناسی و داروسازی پدید آمد.

کسانی می توانند درد مردم را علاج کنند که دوستدار سلامت وعزّت مردم باشند واین از نشانه های خداپرستی است و نخستین دوستداران مردم انبیای الهی هستند ولذا نخستین اطباء . و می دانیم که در میان مؤمنان، بیماری بسیار نادر است زیرا بر راه سلامت زندگی می کنند.

 اگر پیامبر یا عارفی یک گیاه یا غذائی  را به مریض سفارش کرده و آن مریض شفا یافته است به حکم الهی و از نیـّت عاشقانه آن حکیم بوده است و بخودی خود در آن گیاه هیچ شفائی نیست. آن گیاه نیز تحت الشاع عشق حکیم دارای خاصیت شفابخش می شود. ولی در تاریخ شاهد تقلید کورکورانه بسیاری از صورت ظاهری این شفا بوده ایم و بدینگونه داروسازی بصورت فنی جدای از دین پدید آمده و مبدّل به یک تجارت گردیده است . اعتقاد به «دست طبیب» یک حقیقت تجربی در میان مردم است . لذا شاهدیم بمیزانی که اطبای قلّابی و کافر و تاجرمنش پدید آمدند امراض هم توسعه یافته و پیچیده تر گردیدند و امروزه  خود مراکز تحقیقی ودرمانی ، بزرگترین کانون تولید انواع ویروسهای مهلک مثل ایدز و ایبولار و سارز گشته و علم طب ضد طب پدید آمده همانطور که شاهد مذهب ضد مذهب هستیم .

داروسازی از بطن تقلید کورکورانه از حکمت الهی و تبدیل آن به یک تجارت بزرگ ،پدید آمده است . همانطور که مذهب نفاق هم بر همین منوال رخ نموده و تجارتی دگر پدید آورده است که در آن بهشت خرید  وفروش می شود.

ملایان بهشت فروش و اطبای شفا فروش به مثابه دو شعبه تاریخی از تبدیل دین به تجارت هستند که در تاریخ تکامل یافته اند و دو صورت از دین ضد دین و طب ضد طب می باشند.

جوزجانی نزدیکترین شاگرد ابن سینا می نویسد که همه راه و روشهای استاد را بکار گرفتم و موفق به شفای حتّی یک بیمار هم  نشدم . بقول مولوی « از قضا سکنجبین صفرا فزود » . این فلسفه کل داروسازی و پزشکی  مدرن است .

جدای امر مذکور مسئله اینست که داروئی که بر روی یک بیمار نتیجه ای شفا بخش داد اصلاً قرار نیست که این شفا تعمیم یابد زیرا انسان یک ماشین بیوشیمیائی نیست .

استاد علی اکبرخانجانی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 15:38  توسط دکتر علی اکبر خانجانی  

چگونه عاقلی دیوانه می شود

 

از بازی با عروسک تا گردو بازی و سپس خاله بازی و معلم بازی . و سپس دختربازی و پسربازی و عشق بازی و سپس علم بازی و سیاست بازی و آزادی بازی و سپس قمار بازی، دین بازی و خدا بازی و .... براستی که بی ریاترین و بی خطرترین بازیها همان توپ بازی است که امروزه کشتار هم می دهد.

بقول قرآن ، حیات دنیا بازی و بازیچه ای بیش نیست . آدمی با جدّی ترین و مقدس ترین چیزها هم بازی می کند. در واقع این عمر آدمی است که به بازی گرفته می شود . خداوند می گوید : شما را به بازی نیافریده ام و اگر قصد بازی داشتم با خودم بازی می کردم ، براستی آدمی فقط بازی کردن با خودش را نمی داند اگر فقط یک روز با خودش به تنهائی بازی کند دست از هر بازی می کشد و جدّی می شود. آنکه دیگران را بازی می دهد خودش هم بازیچه می شود.

بازیهای آدمی انتهائی ندارد فقط سوژه ها و اسباب بازیها فرق می کنند هر کس در شرایط خود بازی می کند زیرا خود را نمی شناسد که چیست و چه گنج بی انتها و جاودانه ایست . آدمی اگر ابدیّت خود را باور کند دست از بازی می کشد . و این باور به ادعا  و کلام نیست. بسیارند که مشغول دین بازی وعلم بازی و مردم بازی و خدابازی هستند که خطرناکترین بازیهاست وبدترین عواقب را دارد .

« هر جنگی اوّلش بازی بود » علی (ع) .

تیمارستانها مملو از کسانی است که روزی عقلائی بزرگ بوده اند ولی در جریان بازی با مقدسات به جنون افتاده اند : بازی با عشق ، با جان مردم، با باورهای دیگران با اعتماد دوستان، با عواطف فامیل، با رأی  مردمان و بازی با دردها و بدبختی کسانی که بدانها رجوع کردند . و نهایتاً بازی با نعماتی که خداوند بدانها داده بود تا بدینوسیله رشد وهدایت یابند و از بچگی و بازیگری بیرون آیند.

بازی، عقل انسان را تباه می کند . لذا شاهد کسانی هستیم که غول بچه هائی دیوانه و آدمخوارند و آنچه که آنان را تا این حد به بازیگری کشانیده تیترها و مدارکی است که با خود حمل می کنند . و لذا شاهد موجی از ملایان و دکترها و هنرمندان و دوستمردان و دانشمندان دیوانه هستیم که گاه  کارشان به تیمارستان می کشد و دیگر داروهای آرام بخش  و روان گردان قادر به مهار  جنونشان نیست.

تبهکاری و جنایت ترمینال بازیگری انسان است بسیاری به جرم و جنایت معتادند و نه محتاج.

جن زده گی و تناسخ روح حاصل غایت بازیگری است و یکی از انواع صورتهای بازیگری هم ریا است که در سینما تبدیل به حر فه ای مقدس می شود ولذا خود سینما یک دانشگاه بازیگری تا سرحد جنون  وجنایت است که انواع بازیها را آموزش می دهد : از عشقبازی تا دین بازی و سیاست بازی و جنایت بازی.  

استاد علی اکبرخانجانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 16:8  توسط دکتر علی اکبر خانجانی  

زن و اراده به پرستیده شدن

 

پرستیده شدن آرمان ذاتی هر زنی است که همان کفر زنانگی می باشد و همین امر است که زن را در نزدیکترین حد به ابلیس قرارداده و مدخل ورود ابلیس به مرد نموده است زیرا این آرمان ذاتی زن دقیقاً همان احساس و ادعای خدائی است. از همین رو خداوند در کتابش زن را دشمن و فتنه آشکار ایمان مرد خوانده است . در واقع زن سیمای کفر مرد است .

کانال اجرائی پرستیده شدن زن بواسطه مرد همان دلبری است . زن از مرد  دل می برد و تجسم دل مرد می شود وآنگاه مرد بدنبال دل خویش مرید زن می شود واین همان قلمرو عینی بی تقوائی و کفر مرد است زیرا تقوی به معنای عدم اطاعت از دل خویش و پیروی از عقل و دین است .

 در واقع عشق مرد به زن قلمرو اشد کفر اوست و اگر مرد بتواند در این شدیدترین تجربه قلبی، عقل و دینش را مصون نگه دارد و بازیچه زن محبوبش نکند، رستگار است و دینش خالص می شود و در غیر اینصورت عقل ودینش تباه شده و نهایتاً محبوبش هم از وی به انزجار و خیانت می رسد. زیرا غایت تقاضای زن محبوبی که کافر است از مر د عاشقش اینست که به وی امکان زنا دهد و بلکه خود جاکش او گردد تا عشقش به اثبات برسد. این غایت جریان اثبات عشق است. اینست که معشوق در قبال عاشقش خواه ناخواه کافر کیش است و این یک راز و امتحان عظیم الهی برای مرد است .

زن در عین حال که نسبت به عاشقش کافر است از اطاعت کافرانه شوهرش نیز بطرزی غیر ارادی ، نفرت می یابد. و اینست که غایت جریان اثبات عشق مرد به زن ، به خیانت و نابودی رابطه می انجامد.

با توّجه به این دو خصیصه ذاتی زن معشوق، در می یابیم که این هر دو امر دارای حقی عظیم در خلقت اوست که مرد را به محک می زند و سرنوشت او را رقم می زند . بدین لحاظ زن مأمور و معذور است و مرد حق ندارد فریب و تباهی خود را به گردن او بیندازد . زن در قبال عصمت خود مسئول سرنوشت خویشتن در رابطه با پرودرگار است .

 دین و هدایت و سرنوشت رستگاری زن چیزی جز جهاد او بر علیه این اراده به پرستیده شدن بواسطه مرد نیست کل تقوا و عصمت زن محصول این جهاد است و لاغیر. زن عارف و کامل همان زن عاشق است.

استاد علی اکبرخانجانی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 16:10  توسط دکتر علی اکبر خانجانی  

چرا شفای رایگان مقبول نیست؟

 

بسیاری از بیماران تا به اندازه کافی هزینه نکنند حاضر به بهبود نیستند . کم نیستند کسانی که تا به مطب پزشک نروند و مقداری پول خرج نکنند  حتی یک سرماخوردگیشان هم شفا نمی یابد . بنده به تجربه درمان رایگان امراض لاعلاج بسیار به حیرت دریافتم که اکثر مردم رایگان درمان نمی شوند و اگر هم بشوند بسرعت سلامت خود را در مسیر دیگری از دست می دهند . این چه سری است ؟

سر ّ اوّل اینست که صنعت پزشکی بعنوان یکی از دربهای دوزخ زمین است و هر که بر این دوزخ وارد شد تا بخشوده نشود خارج نمی تواند شد و این بخشوده گی نیز  جز بواسطه توبه از اعمال زشت ممکن نیست . سر دوم هم اینست که این هزینه های گزاف پزشکی به مثابه کفاره است که باید پرداخت شود تا اندک تسکین حاصل گردد  و بدون پرداخت این کفاره حاصلی ندارد . لذا عدم پذیرش شفای رایگان به لحاظ دینی کاملا ً مفهوم است و نیز حقانیت عذابهای عظیمی که در صنعت پزشکی بر تن و جان و روان و اقتصاد مردم وارد می شود تا مقداری از بار ثقل و سیاهی گناهان و دنیا پرستی ها بکاهد تا بشریت امکان ادامه بقا یابد .

دکتر علی اکبر خانجانی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 16:59  توسط دکتر علی اکبر خانجانی