فلسفه داروسازی
می دانیم که نخستین حکیمان و اطبای بشری، انبیای الهی و سپس اولیاء وعرفا در طول تاریخ بوده اند. هر چه که به سیر تاریخی علم طب باز می گردیم بهتر در می یابیم که اطبای قدیم جملگی خداپرستانی مخلص بوده اند و یکی از نخستین این اطباء طبق گواه تاریخ حضرت زرتشت است که در اطرافیانش علم داروشناسی و داروسازی پدید آمد.
کسانی می توانند درد مردم را علاج کنند که دوستدار سلامت وعزّت مردم باشند واین از نشانه های خداپرستی است و نخستین دوستداران مردم انبیای الهی هستند ولذا نخستین اطباء . و می دانیم که در میان مؤمنان، بیماری بسیار نادر است زیرا بر راه سلامت زندگی می کنند.
اگر پیامبر یا عارفی یک گیاه یا غذائی را به مریض سفارش کرده و آن مریض شفا یافته است به حکم الهی و از نیـّت عاشقانه آن حکیم بوده است و بخودی خود در آن گیاه هیچ شفائی نیست. آن گیاه نیز تحت الشاع عشق حکیم دارای خاصیت شفابخش می شود. ولی در تاریخ شاهد تقلید کورکورانه بسیاری از صورت ظاهری این شفا بوده ایم و بدینگونه داروسازی بصورت فنی جدای از دین پدید آمده و مبدّل به یک تجارت گردیده است . اعتقاد به «دست طبیب» یک حقیقت تجربی در میان مردم است . لذا شاهدیم بمیزانی که اطبای قلّابی و کافر و تاجرمنش پدید آمدند امراض هم توسعه یافته و پیچیده تر گردیدند و امروزه خود مراکز تحقیقی ودرمانی ، بزرگترین کانون تولید انواع ویروسهای مهلک مثل ایدز و ایبولار و سارز گشته و علم طب ضد طب پدید آمده همانطور که شاهد مذهب ضد مذهب هستیم .
داروسازی از بطن تقلید کورکورانه از حکمت الهی و تبدیل آن به یک تجارت بزرگ ،پدید آمده است . همانطور که مذهب نفاق هم بر همین منوال رخ نموده و تجارتی دگر پدید آورده است که در آن بهشت خرید وفروش می شود.
ملایان بهشت فروش و اطبای شفا فروش به مثابه دو شعبه تاریخی از تبدیل دین به تجارت هستند که در تاریخ تکامل یافته اند و دو صورت از دین ضد دین و طب ضد طب می باشند.
جوزجانی نزدیکترین شاگرد ابن سینا می نویسد که همه راه و روشهای استاد را بکار گرفتم و موفق به شفای حتّی یک بیمار هم نشدم . بقول مولوی « از قضا سکنجبین صفرا فزود » . این فلسفه کل داروسازی و پزشکی مدرن است .
جدای امر مذکور مسئله اینست که داروئی که بر روی یک بیمار نتیجه ای شفا بخش داد اصلاً قرار نیست که این شفا تعمیم یابد زیرا انسان یک ماشین بیوشیمیائی نیست .
استاد علی اکبرخانجانی

