سرنوشت تبلیغاتی و تبلیغ سرنوشت
عصر جدید عصر کثرت و تنوع فزاینده پدیده هاست که بصورت تصاعد هندسی رشد می کند. این وضعیت در آن واحد بشر معاصر را مواجه یک اشد جبر و اختیار نموده است : جبر از جنبۀ کیفیت و معنا و اختیار از جنبه کمیّت و فرم .
مثلاً یک دانشجو در قبال صدها رشته تحصیلی در آن واحد دچار یک جبر و اختیار شدید می شود. اختیار از این لحاظ که دیگر مواجه با ده رشته نیست و لذا به لحاظ سلیقه و احساس قلمرو انتخابش بسیار وسیع و گوئی که می تواند دقیقاً همان رشته ای را که می خواهد بطور تخصصی برگزیند. ولی جبر بدین لحاظ که او از میان اینهمه رشته فقط باید یکی را برگزیند در صورتیکه قبلاً با انتخاب رشته ادبیات چندین رشته را توأما برای تحصیل بر می گزید. یا مثلاً یک کودک در قبال صدها نوع شکلات و قاقالی در آن واحد دچار یک احساس آزادی انتخاب کاذب می شود ولی بناگاه در می ماند.
در واقع این جبر و اختیار شدید در جهان کثرت و تنوع فزاینده ، بشر مدرن را نهایتاً از هر دو امر ساقط می کند و دچار یک سرگردانی و بلا تکلیفی می سازد و دچار نوعی پوچی اراده و شعور می گردد. در اینجاست که تبلیغات به میدان می آیند و برایش انتخاب می کنند بسته به اینکه فرد بر حسب شانس در قلمرو کدام امپراطوری یا فن تبلیغاتی قرار بگیرد. اینجا فقط پدیده ای بنام « شانس تبلیغاتی» است که بر جای اراده و شعور فرد می نشیند.
این معضله شامل حال همه انتخابات بشر مدرن می شود از انتخابات نماینده سیاسی تا انتخاب همسر و رشته تحصیلی و شغل و مصارف روزمره در امور تغذیه یا بهداشت و درمان و تفریحات سالم و ناسالم.
این بدیهی است که هر چه که بشر به لحاظ کثرت و تنوع موضوع انتخابش دارای حریم وسیعتر و امکانات بیشتر می باشد سرگردانتر می شود و تمرکز قوایش را از دست می دهد. آدمی بین دو امر بهتر می تواند با آگاهی و دقت بیشتری انتخاب کند تا ده امر. در واقع آزادی کمیّت موجب نابودی آزادی کیفیت می شود .
از این منظر بهتر می توان نیاز بشر امروز به تبلیغات را فقط از جنبه اراده فردی درک نمود. این خاصیت از تبلیغات اصلاً مورد توّجه محققین قرار نگرفته است. از این جنبه مردم هستند که به دنبال تبلیغات می روند. بدینگونه شاهدیم که تبلیغات حتّی در معنوی ترین امور هم اجتناب ناپذیر می نماید تا بشر مدرن را از بلا تکلیفی نجات دهد و برایش انتخاب کند. در واقع ذات جهان تبلیغات و فلسفه تبلیغات را امروزه بایستی در قلمرو بی اراده گی بشر مدرن جستجو نمود. به همین دلیل بهتر می توان نقش تلویزیون را در سرنوشت افراد جامعه درک نمود که چرا بدون تلویزیو ن خانواده ها دچار بلا تکلیفی و پوچی عظیم فکری و ارادی و عاطفی می شوند. تلویزیون و بطور دقیقتر رایانه ،کانون اراده بشر مدرن است و بجای او انتخاب می کند و سرنوشت او را می سازد. برای چنین انسانی ، اصولاً فکر کردن و تعقل نمودن و به معرفت عمل کردن امری تا سرحد محال می نماید. به همین دلیل شاهد انحلال دین بعنوان عرصه تعقل می باشیم الّا آن جنبه از آداب دین که آنهم در جهان تبلیغات سامان دهی می شوند و تبدیل به «مد» ها می گردند. در اینجاست که شاهد رویکرد کاملاً بدیع و جدید از کسانی به این نوع دین تبلیغاتی هستیم که کمترین تعقل فکری یا عاطفی به دین و مقدسات ندارند. در اینجا دین شعبه ای از تکنولوژی تبلیغاتی و هنر است و همچون یک مد یا دکوراسیون بکار می رود.
آنچه که جهانی شدن نامیده می شود اساساً تبلیغاتی شدن هویت انسانهاست که کل بشریت را مبدل به سرنوشتی واحد می کند سرنوشتی که در اراده صاحبان جهان رسانه ها می باشد.
در جهان کثرت و تنوع روز افزون که اراده به عنوان هسته مرکزی هویت انسان دچار انحلال و نابودی می شود جز وجود یک مراد پیرعرفانی به مثابه امام عرصه غیبت، قادر به نجات اراده نیست اینکه اراده ات را به او بسپاری تا برایت حفظ و حراست کند و در نزد او بتوانی قدرت انتخاب را حفظ نمائی و براستی دارای اختیاری در سرنوشت باشی. امام درست در نقطه مقابل تبلیغات قرار دارد. همانطور که کثرت پرستی در نقطه مقابل یگانه پرستی قرار دارد. آنچه که ارادۀ انسان را تغذیه و تمرکز و قدرت می بخشد یگانگی است.
اگر بزرگترین مشکل هویت انسانی در دوران سنت ها، مسئله شرک و ثنویت و تثلیث بود. امروزه دهها و صدها و هزار بت وجود دارد که اصلاً به اراده بشری امکان تکوین نمی دهد. ما امروزه شاهد پیدایش نسلی در جهان هستیم که از همان کودکی چیزی بنام اراده را در خود نمی شناسد. هستی آدمی و احساس وجودش تماماً از قدرت اراده اوست. این واقعه مدرن قلمرو نیستی ِ هویت انسان است قلمرو فنای هویت انسان است.
امروزه فقط انسان ِ دارای پیر عرفانی می تواند دارای اراده فردی وعقلانی باشد.
استاد علی اکبرخانجانی