تصفیه حسابی با دل خویشتن
اگر همه براستی اهل تصفیه حساب خود قبل از آن تصفیه بزرگ الهی باشیم، به حسابهای ذهنی خود که در واقع حسابهای مادی ما هستند رسیدگی می کنیم . ولی اما تصفیه بسیار اساسی تر که همه حسابهای ذهنی – مادی ما معلول آن می باشد تصفیه حساب دل است یعنی تصفیه حساب عاطفی با همه کسانی که دوستشان داریم یا دوستمان دارند.
آدمی بنده و مرید دل خویشتن است الا اولیای خدا که مرید حق هستند و دل از خود برکنده اند و آنرا بسوی خدا افکنده اند و در اراده او فنایند.
و اما تصفیه حساب قلبی دو صد چندان بیشتر محتاج معرفت است: معرفت بر قلب خویش . زیرا قلبهای ما کانون اراده ما هستند و ذهنهای ما فقط تدارک امور دل می کنند.
تصفیه حساب دل یعنی اینکه براستی و بحق چه کسانی لایق دوست داشته شدن و لذا لایق خدمت بیشتری هستند . و نیز اینکه آیا براستی ما حقوق محبت دیگران نسبت بخودمان را ادا کرده ایم. اینست تصفیه حساب دل.
آیا بایستی فقط قلمرو مالکیتهای عاطفی و نژادی و حیوانی خود را دوست بداریم ؟ آیا باید فقط پاسخ محبت های مادی و غریزی را بدهیم ؟ تازه آیا پاسخ همین ها را هم داده ایم ؟
آیا آنهائی که به هستی ما معنا داده اند به گردن ما حقی ندارند ؟
آیا کسی که ما را اصلاً از هیچ آفریده است به گردن ما حقی ندارد ؟
آیا می توانیم جواب دل خود را بدهیم ؟ آیا می توانیم جواب دلهائی که ما را دوست داشته اند بدهیم ؟
بعلاوه ما به همه اعضای بدن خود خدمت می کنیم از جمله به ذهن و حافظه خودمان آموزش می دهیم . آیا هرگز اصلاً به دل خودمان خدمتی کرده ایم که کارگاه معنا و عشق هستی ماست؟ آیا برای شناخت دلمان هیچ زحمتی کشیده ایم ؟ آیا به دل خودمان ستم نکرده ایم ؟ آیا حقوق دل خود را ادا کرده ایم ؟ آیا کانونهای محبت را درک کرده ایم و یا فقط در ارضای هوسهای خود بوده ایم و دل خود را کشته ایم .
این را بدانیم همانطور که همه اعضای بدن ما در قیامت اقامه دعوا می کنند و ما را مؤاخذه می نمایند سخت ترین این حسابها از دل است چرا که عالیترین لطیفه الهی در کائنات است . و اینکه دل آدمی مقدس ترین و عالیترین قلمرو وجود اوست و جایگاه هر چیز و کسی نیست الا خود خالقش و اولیای او. این حق دل است که بجز ناحقی درباره دل است و دل را به آتش می کشد و آدمی در این آتش می سوزد . و این دوزخ ناحقی درباره دل است.
دل آدمی خانه خداست ولی این خانه را فقط اولیای او که خانه او هستند می توانند پاکسازی و آماده برای حضور او سازند.
منظور ما همان امام یا پیر عرفانی است که دل را خانه خدا می کند زیرا دل مرید را از غیر خدا می زداید.
استاد علی اکبرخانجانی

