معضله ارتباط با ناجی موعود
« امام زمان چگونه کسی است؟»
یکی دیگراز ویژه گیهای فرهنگی بشر مدرن در جهان ادعاهای ارتباط با مهدی(ع) و مسیح(ع) به گونه ای متفاوت است که بصورت امری اپیدمیک و روز افزون در آمده و در برخی کشورها مسائل پیچیده ای پدید آورده و گاه پای حکومت و درگیری و دستگیری در میان است از جمله در کشور خودمان که اخبارش را حتی در رسانه ملی شاهدیم. یکی خود امام زمان یا مسیح است ، یکی نائب اوست، دیگری واسط اوست و آن یکی دلاّل و معاون و دفتر دار اوست و ...... اگر همه این نوع آدمها را دیوانه و یا شیاّد هم بدانیم باز هم یک مسئله ای قابل تأمل و فراسوی خیر وشر است. امروزه در هر روستا و محله و شهر و خیابانی لااقل یک نفردارای چنین ادعاهائی است . این چه واقعه ای است؟ بجای دستگیری این آدمها بیائید و یک برنامه روشنگری برای مردم بگذارید و با این نوع آدمها مصاحبه کنید.
اگر برمبنای اعتقاد دینی واسلامی به این امر بنگریم واقعیت اینست که بسیاری از نشانه های ظهور ناجی موعود بر بشریت آشکار شده و اتفاقاً مردمان عامی بیشتر به این علائم توجه دارند و باورش می کنند تاعلمای دینی ، گوئی که به صرفه علمای دینی نیست که به این زودیها ناجی موعود ظهور کند زیرا در این صورت رسالت آنها هم به پایان می رسد. و لذا یکی از جدی ترین گروهی که با این علائم و ادعائی دچار خصومتی آشتی ناپذیرند همان روحانیت مذاهب می باشند . این پیشگوئی در روایات اسلامی نیز وجود دارد.
و اما از منظر دیگر هر چه که بشر مواجه با وعده های توخالی و وارونه علوم و فنون و مدرنیزم می شود و بن بست های زندگی خود را درک و تصدیق میکند بیشتر طالب و مشتاق ظهور ناجی موعود و یا یک معجزه آسمانی است.این نیاز بشر به نجات از علل اساسی ظهور ناجی می باشد : چون خطر فرا می رسد ناجی هم ز راه میرسد ! این امر بخودی خود علت دیگری بر ظهور شیادان و دجّالان است همانطور که طبق روایات دینی، یکی از نشانه های عنقریب ظهور ناجی همانا ظهور همه جائی دجّالان است که دعوی ناجیگری دارند. پس بهتر است که این واقعه را جدّی بگیریم و فکری کنیم و آماده باشیم. امروزه حتی سازمان سیا وناسا در آمریکا برای آخر الزمان برنامه ریزی می کنند ولی آیا کشور ما و مسئولان نظام ما براستی این واقعه را جدّی گرفته و برایش فکر و برنامه ای دارند ویا سرکوب و دستگیری این دجّالان و دیوانگان را کافی می دانند. در رسانه های غربی و شرقی در این باب سخن ها می رود الا در کشور ما که در بی خبری و غفلت کامل بسر می بریم. چرا؟ نکند که ما به ناجی نیازی نداریم و یا خیالمان راحت است که از خود ماست!؟
حتی واعظان مذهبی ما هم آخرالزمان را مربوط به پایان جهان می پندارند و دعای فرج تعارفی مربوط به ناکجا آباد و مربوط به دوران مابعد از تاریخ است . آیا درباره امام زمان هیچ معرفتی داریم و یا عمامه و اسب و شمشیرش کافیست؟ اگر اینها را نداشت چه؟ از او شناسنامه می خواهیم ؟ و ....... ؟
امروزه جهان مسیحی در این باب بسیار جدی تر و فعالتر و ناطق تر است و این غفلت عظیمی است که همچون بسیاری موارد دیگر گریبان فرهنگ و دین ما را گرفته است. از اینهمه شبکه های سراسری تلویزیون آیا حتی یک برنامه هم به این امر اضطراری اختصاص داده شده است ؟ مگر امام زمان در رأس محور اعتقاد ما قرار ندارد؟ پس چرا اینقدر غافلیم .
بیائیم باور کنیم که در آخرالزمانیم آنهم چهارده قرن است . چگونه است که امّت دین آخرالزمان اینقدر در نسیان بسر می برد . اگر همین فردا ناجی ظهور کند تکلیف ما چیست؟ آیا باید استغفار کنیم؟
از جهل و بی معرفتی و بدبختی و بن بست هاست که مردمان به این ساده گی به دام دجّالان و شیادان می افتند که دزد مال و ناموس و ایمان مردمند. بیائیم و برنامه های دجّال شناسی در تلویزیون بگذاریم تامردم این نوع کلاه برداران و یا دیوانگان را ببینند و خود قضاوت کنند. این کمترین کاری است که باید کرد.
هرگاه دروغی فراگیر شد دال بر حقیقتی است . امروزه دکان رمّالان و دعانویسان بسیار شلوغتر از اطباء و مشاوران است. بیائیم و این واقعه را درک و بررسی کنیم . و اتفاقاً اکثر مراجعه کنندگان به این شیادان که تعدادشان از اطباء هم بیشتر است طبقه تحصیل کرده می باشند که پولهای کلانی هم می پردازند . بیائیم این پدیده را معنا و فهم کنیم زیرا با بستن این دکانها ودستگیری شیادان هیچ مشکلی حل نمی شود و مستمراً بطور تصاعدی بر تعدادشان افزوده می شود زیرا مراجعه کننده هایشان مستمراً در حال فزونی هستند. بیائید و این جماعت اعم از رمال و جن گیر و دعانویس را بهمراه مراجعه کنندگانشان در رسانه ملی بشناسانیم و این درد و جنون و مالیخولیای ملّی را پنهان نداریم تا مثل مسئله اعتیاد و ایدز بناگاه به انفجار و فاجعه نرسد. این شیادان برای مردمان بی خاصیت هم نیستند و گرنه مردم آنقدر هم احمق نیستند . بیائیم این خواص را فهم و معرفی کنیم . یکی حامل شمشیر امام زمان است ، دیگری دستمالی از او دارد و تبرّک می کند و برای امام زمان پول جمع می کند و زنی هم ادعا دارد که اصلاً همسر امام زمان است و ...... و این جریان روز به روز شدیدتر و مسری تر می شود آیا نباید هیچ فکر علاجی نمود . آیا سرکوب بس است؟
و کلام آخر اینکه علمای دینی بایستی در رسانه ملی شناخت امام زمان را به مردم عرضه کنند وگرنه هیچ نکرده اند.
استاد علی اکبرخانجانی