حیات و حکمت صدیقین
( راز عاشورائی)
حیات دنیوی بشر هیچ امر وعمل و زندگی خالصانه ای را که تجلی تصدیق تمام و کمال یک حقیقت باشد برنمی تاباند. به بیانی دیگر « صدق»در حیات دنیوی بشر و مخصوصاً در حیات مدرن که عرصه ظهور واژگونسازی و حق نمائی باطل است و قلمرو حکمرانی دجالیت است که دروغ را می ستاید، امری محال است الا اینکه شهید شود. و اینست که همه صدیقین تاریخ شهیدند وشهادت تنها و آخرین روش اثبات و تصدیق حقیقت است و حاکمیت صدق . گوئی صداقت جز به شهادت ارزیابی نمی شود واین راز ماندگار حکمت شهید در طول تاریخ است که در شهادت حسین به اوج اثبات رسیده و لذا اسطوره خلایق گردیده است بدین معنا که صدق فقط با رفتن به میدان خودبراندازی است که صدق است و لاغیر.
و اینست که در قرآن شهداء و صدیقین در کنار یکدیگرند وغایت راه انبیاء و اولیاء تلقی می شوند در آخرالزمان که دوره پایان راستگوئی است و صدیق را دشمن بقای بشریت می دانند.
بیان ساده تر وعامه تر این حکمت آنست که هر صدیقی اگر اصرار در تصدیق صدق خو د داشته باشد و نخواهد تن به هیچ دروغی بدهد لااقل بایستی از عرصه حیات دنیا و یا بقول نیچه از بازار خروج کند وغارنشینی و غیبت پیشه نماید و این راز غیبت امام نیز می باشد که مظهر کمال صدق و سرسلسله صدیقین دوران آخرالزمان است . وقتی خورشید صداقت امکان و اذن ظهور و اثبات ندارد عذر دیگران خواسته است امروزه صدق یا در غار است یا در گوشه زندان و یا در پای دار. اینست که صدق بعنوان اصل و محور همه ارزشهای انسانی در آخرالزمان مبدل به آخرین اسطوره می شود و سرش بر نیزه امکان راستگوئی می یابد. و یا در طشت طلای دروغ درحالیکه تازیانه می خورد.
استاد علی اکبرخانجانی
