ماه و مه پرستی در عرفان اسلامی
اروپائیان ، عرفان را افسانه پرستی (MysTicism ) می خوانند غافل از اینکه طبیعت پرستی است و عشق به برخی پدیده های طبیعی مثل ماه وخورشید وآب و گل و بلبل. واین نه پرستش بت وار که پرستشی عاشقانه – عارفانه است وبا آن زندگی می کنند. مردم عامی در سراسر مذاهب نیز همینگونه هستند ولذا راه و روش زندگیشان را عرف می نامیم که از عرفان است. ولی عرف عامیانه نه عاشقانه است و نه عارفانه بلکه کورکورانه و نیازمندانه و نمادین است ولی این همانست و اینست رابطه تاریخی مردم امّی با عارفان. و لذا اهل کتاب بیشترین انکار وعداوت را با عارفان دارند. از امام صادق(ع) آمده که : شیعیان ما با ماه زندگی می کنند. که البته سطحی ترین نماد این واقعه استفاده از تقویم قمری است و نه خورشیدی. ولی شیعیان عارف براستی با ماه زندگی می کنند وخواب و بیداری و حالات واقدامات خود را بطرزی فوق منطقی با گردشش تنظیم می کنند که البته تنظیمی تقویمی نیست بلکه جمالی و باطنی است.
واقعه شق القمر یکی از بزرگترین وقایع متافیزیکی در صدر اسلام است که برخی آنرا به حساب معجزه پیامبر اسلام نهاده اند درحالیکه بسیار فراتر از آن است بلکه سرآغاز آخرالزمان و روز قیامت پنجاه هزار ساله می باشد که ذکرش در قرآن نیز آمده است که : ماه نصف شد و قیامت نزدیک آمد!
در مقابل چشمان اهل نظر، ماه در شبهای قرص کامل، دو شقه است که به دو صورت کاملاً واضح یک پیرمرد و یک دختر جوان تقسیم شده که روی در روی یکدیگرند و خط وسط، خط تقارن بین این دو صورت است . و اما این دو جمال کیستند؟
هر چند که با نگاه برتری این دو جمال تواماً جمال واحدی را می سازند که صورت سومی است و آن صورت خود عارف است که در ماه نظر می کند. و آن دو جمال پیر و جوان (مرد وزن) نیز دو جمال باطن عارف محسوب می شوند. این همان دوگانگی تجلی عارف و معروف یا شاهد ومشهود است . آن پیرزال در مقام عارف و شاهد است و آن دختر جوان که بر لبانش خنده و از چشمانش اشک جاریست در مقام معروف و مشهود است. این همان واقعه عشق عرفانی نیز می باشد د ردو جلوه عاشق و معشوق حق . این همان آدم و حوای قلمرو عرفان و توحید است منتهی این حوا همان جمال باطن آدم است.
در قلمرو بیان فلسفی این همان عشق افلاطونی است که در فراق به وصال می رسد. این دختر جوان سیمای همان یار عرفانی همه عرفاست که در آثارشان به توصیف آمده است . به بیانی دیگر تجلی جمال و کمال ِ توحید است. همه عرفانهای بزرگ تاریخ محصول عشق عرفانی بین یک زن و مرد مؤمن بوده است ابراهیم و هاجر، عیسی و مریم مجدلیه، محمد وخدیجه، علی وفاطمه و ..... و پروردگار از این رابطه ها تجلی نموده است . چرا که رازی جز راز آدم وحوائی در تاریخ بشر نبوده است و کل دین خدا و معرفت بشری برخاسته از وقایع این رابطه است.
رابطه عارف و ماه ، بی تردید یکی از عجیب ترین و متافیزیکی ترین روابط بین د و موجود فیزیکی است و در قلمرو منطق علیّتی نمی گنجد و بخشی از اسرار مگوی عرفانی و حکمت ازلی است که شاید در نجوم باستان ردپائی داشته باشد که رابطه سرنوشت انسانها با ستارگان را مدنظر دارد.
در نقاشی ها و روایات کهن مذهبی شاهد هاله ای از ماه بر دور سر مردان خدا و قدیسین هستیم و گوئی عارفان ماه رویان جهانند و بسیاری از مریدان، ماه را در جمال مراد خود مشاهده کرده اند که گوئی ماه بجای سر آنها قرار دارد و دارای مغزی ماهوی هستند. حکمت اسلامی تماماً درباره ماهیت چیزهاست و واژه «ماهیت» گوئی برخاسته از جنبه ماهی ِ هر امری است و راز هر چیزی د رماه نهفته است و ماه کانون اسرار عرفان و حکمت مردان حق است . گوئی چیزیت هر چیزی همان ماهیت آن چیز است و فقط مه پرستان و مه رویان واقف بر ماهیت چیزهایند و بس.
در فرهنگ شیعی نیز امامان به موجودیت ماه مثال زده می شوند که اساساً مربوط به دوران غیبت امام است. و اینست که عارفان در شبروی خود به ماه مربوط می شوند ولذا آن پیرزالی که در ماه نشسته همان امام آخرالزمان است . به لحاظ علمی نیز می دانیم که نقوش روی ماه که از زمین دیده می شود همان نقش ابهای روی زمین است همانطور که جزر و مد دریاها مربوط به طلوع و غروب ماه است ونیز در قرآن می خوانیم که عرش خدا بر آب است و امام صادق(ع) این آب را امامت می نامد وعلی(ع) هم امام و عارف کامل را عرش خدا می خواند. بدین ترتیب شاید بتوان آن جمال خندان – گریان دختر ماه را همان تجلی جمال پروردگار دانست.
البته هر کسی نمی تواند این جمال را در ماه ببیند و آن کسی هم که می بیند لزوماً در همه حال نمی بیند . و گوئی این خود نوعی معراج و لقاء الله در حیات دنیا می باشد که عارف، امام مبین در عرصه غیبت را رودر روی پروردگارش در ماه دیدار می کند. گوئی ماه آئینه جمال ذات عارف است همانطور که عرفان که رویاروئی انسان با ذات خویش است این رویاروئی در ماه متجلی می شود. اینجانب برخی از تجربیات خود را با ماه در زندگینامه خود متذکر شده ام که علاقه مندان می توانند به این کتاب که در سایت ما موجود است رجوع نمایند.
و اما اینکه چرا رویاروئی انسان با ذات خویش در رویاروئی امام و پروردگارش در ماه متجلی می شود به لحاظ درک عرفانی سخن بسیار گفته ایم . در یک کلام یک سالک وادی معرفت نفس در قلمرو امامت و ولایت حق قرار دارد که این امر را اکثر عارفان ما متذکر شده اند از جمله علامه طباطبائی که از معاصرین است. و اینست که هر عارفی به مثابه نائب امام زمان برای برخی از مؤمنان است.
استاد علی اکبرخانجانی