تبليغاتX
وبلاگ "آخر الزمان"(مؤسسه عرفان عملی)

وبلاگ "آخر الزمان"(مؤسسه عرفان عملی)

هر نوع نقل قول و استفاده از محتويات اين وبلاگ با ذكر منبع و نام نويسنده أن مجاز مي باشد

 

پیامی از استاد خانجانی

 

به مناسبت انتشار مجموعه آثارشان

 

(راهنمای مطالعه مجموعه آثار استاد خانجانی)

 

 

 

بسم الله النور

 

سلام و تبریک و شفاعت و نور محبت خداوند خالق بر همه انسانها در همه جای جهان خاصه بر شما عزیزان مخاطب .

مجموعه ای که پیش روی دارید حدیث نفس این بنده با خویشتن است و با خدای خویش و با نفس واحده همه انسانهای تاریخ تا به امروز و پایان جهان . در حال نگارش این آثار بنده هرگز به فکر انتشار آن نبوده ام زیرا این نجوای من در جستجوی خدای خویشتن است و در حقیقت جمله آثار بنده نامه های من به خداست و پاسخ خدا به من .

این اواخر بعضی از دوستان در انتشار این مجموعه اصرار ورزیدند و بنده هم بدون هیچ چشم داشتی این مجموعه را تحویلشان دادم تا در اختیار مردم قرار بگیرند . بنابراین این مجموعه آثار بکرند و از هیچ سانسور قانون یا عرف و شرع نگذشته اند و لذا ملاحظه ای هم در میان نبوده است .

بنابراین پرواضح است که هیچ فرد یا گروه خاصی مخاطب بنده نبوده است که قصد تکریم یا تحقیرش در کار بوده باشد .

 بنده کل خداجوئی پنجاه ساله ام را نوشته و در اختیارتان قرار داده ام و در واقع کل زندگی ام را نگاشته ام و به امانت در نزد شما نهاده ام تا در حضور خداوند هر طور که می خواهید قضاوت کنید . اگر هر انسان عالم یا عامی زندگی خود را صادقانه بنویسد و در اختیار مردم قرار دهد هر انسانی مبدل به پله ای از نردبان تکامل برای سائرین خواهد بود و بشریت تبدیل به نردبانی بسوی خدا خواهد شد و هیچ انسانی خطاهای دیگران راتکرار نخواهد کرد و در اینصورت بشریت رشد و تعالی معجزه آسائی خواهد نمود .

از درستی های من پیروی کنید و از خطاهایم عبرت گیرید . اگر از مطالعه این مجموعه به خیری رسیدید ما را هم دعا کنیدو اگر چیزی نیافتید ما را عفو فرمائید .

این مجموعه آثار سرگذشت و آئینه ظاهر و باطن زندگی انسانی است که از کودکی تا به امروز به مدت پنجاه سال جز در راه خدا و رسیدن به او کار و بار و فکر و برنامه ای نداشته است و در این راه به آب و آتش زده و هر مذهب و مسلک و هر خانه و شهر و دیاری را زیر پا نهاده و تمام دنیایش را در این راه فداکرده است ولی بالاخره او را یافته است و لذا از تجارت خویش شادمان است . این مجموعه آثار را به رایگان در اختیار دوستان قرار داده ام تا در اختیار مردم قرار دهند بنابراین هر هزینه ای در این انتقال مربوط به ناشران و مراکز پخش است که امیدوارم انصاف را رعایت کنند زیرا قصد بنده این بود که لااقل به قیمت تمام شده در اختیار مردم قرار بگیرد ولی در این زمانه کسی رایگان کاری نمی کند .

عزیزان من هر که خالصانه خدا را جستجو کند حتماً خواهد یافت همانطور که خودش وعده نموده است که «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.» قرآن کریم – و « هر که جستجو کرد مرا یافت مرا» حدیث قدسی .

ای عزیزان من بپزهیزید از تقلید صوری از راه و روش من که حتی تقلید از انبیاء و امامان نیز باعث ضلالت است بلکه از رهاورد این سفر که معارف و حقایق و مکاشفات عرفانی در زندگی روزمره است بهره جوئید و این عناصر را در زندگی خود وارد کنید که در اینصورت چه بسا بسیار سریعتر و آسانتر از بنده به حق برسیدو از راهی که بواسطه اینجانب کشف شده و هموار گردیده است بهره جوئید بی آنکه یک هزارم از مشقاتی را که بنده پیش روی داشته ام داشته باشید .

پس ای عزیزان بجوئیدش که جز این جستجو ، به مقصد نمی رسد . و هیچکس در این جستجو پشیمان نشد . بهر طریقی که می توانید او را بجوئید و بسویش گامی بردارید که اینست توشه حیات آخرت .

هر یک از حقایقی که در این مجموعه می یابید بمانند فرشته ایست که با سوار شدن بر بالهایش می توانید ره صد ساله خداجوئی را یک شبه طی کنید . بنده با دست خالی و بی هیچ یار و یاوری و از صفر آغاز کردم ولی شما اینک سرمایه ای لامتناهی در دست دارید که در اندک مدتی به یاری آن باید بتوانید حتی مرا هم پشت سر بگذارید . پس مبادا پندارید که شما هم قرار است این راهی را که من آمده ام از سر بگیرید و تکرار کنید هرگز چنین نیست .

بنده آنگونه که باید او را خالصانه جستجو نکردم و دوران جوانی ام را بسیار هدر دادم و جستجو گری خود را به دنیا و هوای نفس آلودم . شما از من عبرت بگیرید و از آغاز نوجوانی این جستجو را آغاز کنید و هر چه که از عمرتان بگذرد غل و زنجیرهای دنیا بیشتر می شود و این جستجو را سخت تر می سازد . هرچند هر گاه که آغاز کنید او بس مهربان و ره گشا است .

او را بجوئید و در لحظه لحظه زندگیتان بجوئید و با زندگی بجوئید و نه در خارج از گود زندگی . او در زندگی است و خود زندگی است و لذا او را در جای دیگری نخواهید یافت . او را در خاک و آب و در خلوت و جمع ، در خواب و بیداری و زمین و آسمان جستجو کنید . او را بجوئید و دیدارش را در همین دنیا بخواهید که اینست صراط المستقیم . به شما قول شرف می دهم که قصد دیدارش کنید حتماً دیدارش خواهید کرد به همین آسانی .

بنده جستجو کردم او را ولی او را نیافتم ولی این او بود که مرا یافت و آنگاه من او را یافتم و دیدار کردم .

ای عزیزان به کمتر از دیدارش قانع مباشید که مبتلا به شرک و نفاق و بطالت و گمراهی می شوید . دین خالص یعنی دینی که دیدار جمالش را در همین دنیا طلب می کند . این تنها نیتی از دین است که هر شرکی را می زداید .

ای عزیزان من او را جستجو کنید و به دیدارش بشتابید که او هم در انتظار دیدار شماست و بسیار بیشتر از شما مشتاق دیدار شماست . این دیدار درب نجات دنیا و آخرت شماست . ای عزیزان من دین خدا را کمتر از این مگیرید که در شأن انسانیت شما نیست که اسلام دین معراج است و مسلمانی دین لقاء الله .

به تجربه دریافتم که از مطالعه آثارم هر کسی بنوعی دچار خیر و برکات عظیم معنوی و روحانی و حتی دنیوی شده است .. این امر به اصرار و یاری دوستان ما را بر آن داشت که از طریق اینترنت آثارم را در اختیار هموطنان قرار دهم . همین امر متقابلاً اشتیاق خوانندگان را تشدید نمود و برخی از همین خوانندگان دست اندرکار انتشار مجموعه آثارم بصورت لوح فشرده شدند .

اگر نتایج حاصله از مطالعه این آثار بطور یقین بدستم نیامده بود هرگز راضی به انتشارشان نمی شدم زیرا می دانم که آثاری آتشین و تیز و تند و چه بسا بیرحمند و گوئی نتایج خیر حاصل از مطالعه این آثار هم اتفاقاً ناشی از این ویژه گی است . پس پیشنهاد می کنم که در مطالعه این آثار صبور بمانید و خود را از برکاتش محروم مسازید . هر چند که در حال مطالعه به بنده فحش می دهید و لعن می کنید ، بکنید هیچ عیبی ندارد چون شما را دوست می دارم ولی بخوانید و باز هم بخوانید و جسور و دلیر باشید و از سوختن و زیر و رو شدن مهراسید که هر چه خاصیت نیکوست از همین روست .

عزیزان من قهر موجود در این قلم از غایت عشق به انسان و عزّت و خدایگونگی انسانی است که به فلاکت دچار شده است . آنچه که تحقیر شده است انسان نیست بلکه بدبختی ها و تاریکی ها و اجنه و شیاطین هستند که انسان امروز را به فلاکت کشیده اند . این جهل مدرن و دجالیتها مقدس نمایند که رسوا و باطل شده اند تا انسان نجات یابد . پس عزیزان من شیطان را مستمراً لعنت کنید و بخوانید و سعی کنید هر رساله ای را به تمام و کمال بخوانید و سپس همه این مجموعه را بخوانید زیرا گزارشی از یک سفر مادام العمر است پس این راه را تا به آخر طی کنید و نیمه کاره رها مکنید که دچار قضاوت ناحق و گمراهی شوید . این مجموعه آثار یک سفر نامه کامل از خود تا خداست . و همه ما خواه ناخواه مسافر قیامت و لقاء الله هستیم پس بگذار تا در تجلیات ناسوتی از او دیداری داشته باشیم تا در دیدار قیامت کبرایش مگوئیم :«ای کاش خاک می بودیم»و آنگاه خود را در آتش سرنگون سازیم .

پس این یک نقشه راه است و گزارشی کامل از سفر دیدار خداست . از این نقشه بهره گیرید ضرر نمی کنید .

بگذار اعتراف کنم هر چند که حمل بر خود ستائی ام باشد . که چنین سفرنامه کاملی به زبان زمینی و عامیانه از سفر سیر الی الله هرگز در تاریخ معرفت بشری سابقه نداشته است الا معراجنامه پیامبر اکرم ص که از قلمرو فرهنگ مسلمانان خارج مانده است چه بسا به این دلیل که مطالعه اش را برای مسلمانان موجب کفر می پندارند . این اراده پروردگار مهربان بود که بنده همه مراحل سفرم را مرحله به مرحله در طی بیست سال بنگارم تا در اختیار شما قرار گیرد . و لذا شما به آسانی در مطالعه این آثار متوجه حالت جذبه و خلسه و مدهوشی فوق زمینی من خواهید بود . یعنی بنده اکثر این رساله هارا در حین سفر و پروازم نوشته ام و لذا مطالعه آنها اکثرآً برای خود بنده شگفت آور و بدیع بوده است . من نخستین کسی بوده ام که از مطالعه آثارم حیرت زده بوده و تعلیم یافته ام و وقایع سفر را به یاد آورده و تبدیل به معرفت ساخته ام .

آنانکه برخی از این سفرنامه های عرفانی و روحانی برجا مانده از برخی عرفا را مطالعه کرده اند می دانند که فهمشان تا چه حدی ثقیل و محتاج قرنها تفسیر بوده است و تاکنون هنوز هم بجز انگشت شماری از آن سر در نمی آورند مثل ارداویرافنامه ، اسفار اربعه ، کمدی الهی دانته ، فتوحات مکیه ابن عربی و اسرار نامه روزبهان و مثنوی مولوی و منطق الطیر عطار و اپانیشادها و غزلیات حافظ که سراسر استعاره و ایهام و راز بافی و قصه پردازی است و به زبانی بغایت تخصصی که فقط برای فهم ادبی آن نیازمند عمری تحصیلات در رشته ادبیات و زبان و فلسفه و تفسیر و تاریخ هستیم .

ما بس ساده نگاشته ایم و امید است که شما ساده نگیرید تا نهایتاً حق را به افسانه پردازان و اسطوره سازان و شاعران و قصه بافان ندهیم .

پس به فهم و ادراک خود تردید مکنید و چون آسمان را به زمین آورده و ماورای طبیعت را در طبیعت نشان داده ایم انکار مکنید تا خداوند را دوباره به پشت بام آسمان بر نگردانید .

ما در مجموعه آثارمان آشکارا دعوی کرده ایم که برای نخستین بار عرفان را از عرش به فرش آورده ایم و حکمت و معماهای فلسفی را امّی و عامیانه ساختیم و حقایق عرفی و شرعی را در معارف عرفانی نمایانده ایم و معارف قرآنی را در جهان مدرن تعین بخشیده ایم و عرفان عرف را تبیین کرده و در اختیار هر فرد عامی و امّی نهاده ایم . این همه از برکات حق بوده است پس این برکات و نعمات الهی را کفران مکنید و نقد کرامت الهی را به نسیه آسمانی فرافکنی ننمائید و خودتان را باور کنید و بیش از این دست از تحقیر روح خود بکشید شما صاحب روح خدا هستید و با چشم این روح می توانید خدا را دیدار کنید . این حق را باور کنید . تمام تلاش بنده در این مجموعه جز این خودباوری نبوده است . هر کجا که می سوزید این حقارتهاست که می سوزد پس بگذارید تا بسوزد تا بال پرواز بیابید و باور کنید که خدا با شما و در شماست و غیر شما نیست .

آنجا که ارزشی به چالش گرفته شده و پوچ شده است ارزشی نابتر از خراباتش سر بر آورده است . آنجا که یک باور مقدس بیهوده گردیده است باوری مقدس تر رخ نموده است . آنجا که خدای خیال و ذهن بی بنیادگشته است خدای زندگانی و جمال پیش روی نهاده شده است . بسیاری از مفاهیم و ارزشهائی که ابطالش عیان شده مدتهاست که در دل و جانمان بیهوده گردیده و ما بیهوده گی اش را به عرصه معرفت آورده ایم و حق ابطالش را بیان کرده ایم . ما هیچ حقی را پوچ نساخته ایم بلکه پوچی بسیاری از باطل های حق نما را آشکار کرده ایم . پس تاب تحمل این پوچی نهان را که عیان گردیده داشته باشید تا به ارزش حقیقی نائل آئید . به لحاظ اخلاقی و معنوی آنچه که درآثار ما روی نموده رسوائی ارزشهای منافقانه و ریائی است . آنچه که در آثارمان رسوا شده و خراباتش پدید آمده است نه ارزش و اخلاق و معنویت و مذهب و باورهای مقدس بلکه ارزش نمائی رسوا شده است و نفاق براندازی شده و بسیاری از تضادهای درون ، برون افکنی شده و لذا ثقل عظیم تاریخ معنا و مذهب و اخلاق به عرصه قیامت آمده است که « قیامت آنروزی است که نهان آدمی عیان می شود و سعادتمند کسی است که آنچه را که می بیند تصدیق کند و بخدا پناه برد و بدبخت کسی است که انکار می کند و بر دوزخ و عذاب الهی وارد می شود » قرآن کریم

اینست که سرلوحه همه شعارهای ما در این مجموعه آثار اینست :تصدیق کنید تا نجات یابید ! پس چنین کنید تا نجات و رستگاری روح خود را به عینه تجربه و باور کنید .

این مجموعه آثار گزارشی از دوزخ و برزخ و بهشت و رضوان الهی است گزارشات دوزخی مسلماً آتشین است تحملشان کنید تا از آن رها شوید . و گزارش برزخی هم پوچ کننده و در یک کلام پاک کننده است . ولی گزارشات بهشتی و رضوانی تماماً عاشقانه و مستی زاست و روح را به پرواز می آورد . بدون مطالعه دوزخ و برزخ قدرت ورود و درک معارف بهشتی را ندارید در خودشناسی دوزخی از دوزخ نفس پاک می شوید و در خودشناسی برزخی از برزخ نفس رها می شوید و آنگاه بر بهشت نفس وارد می شوید که در حضور پروردگارید . اگر مجموعه آثارم را بر حسب تاریخ تألیفشان مطالعه کنید این سه مرحله دوزخی و برزخی و بهشتی را در خواهید یافت .

امیدوارم از آن جماعت نباشید که معما چو حل شد آسان گردید به سهل و سهو و بازی و ریشخند گیرید و از آن بگذرید . این غایت جهل در قبال لطف و رحمت و محبت خداست . و رحمتی ماندگارتر و رهائی بخش تر از نور معرفت نیست که در دسترس باشد . در این مجموعه آثار تقریباً همه معماهای لاینحل و مفهوم ناشده تاریخ فلسفه و حکمت و عرفان و تصوف و امامت و نبوت و وحدت وجود به عامیانه ترین زبان و منطق ، رمزگشائی و محسوس شده است بی آنکه از عمق و قداست و اعتلای مفاهیم کاسته شده باشد این قدر را به عبث نگیرید و این رحمت و گشایش رایگان و بی مزد و منت را هدر ندهید و انکار مکنید که پشیمان خواهید شد .

هزاران انسان سرگردان و بی هویت در مطالعه این آثار نجات یافته است و هزاران انسان بیمار جسمی و فکری و روانی بخودآمده و شفا یافته است و هزاران سالک دچار جهش روحانی گردیده است . امیدوارم شما هم از این جماعت باشید انشاءالله .

در یک کلام مجموعه آثار ما چیزی جز «آخر الزمان شناسی» نیست و این به مثابه فرهنگ ظهور ناجی موعود و فرهنگ قیامت است و عین قیامت شناسی . این همان فرهنگ لقاءالله است . و آماده گی فکری و روانی و متعاقباً مادی و معنوی جهت ظهور است که اگر اهل و طالب باشی این ظهور و دیدار را قبل از ظهور موعود و جهانی درک خواهی کرد و در غیر اینصورت این امید و ایمان و نور معرفت و شوق حتی پس از مرگ همان نور هدایت و توشه آخرت شما خواهد بود و می دانیم که با قیامت همه اموات احیاء خواهند شد و با همان هویتی که از دنیا رفته اند با قیامت مواجه خواهند شد . پس این فرهنگ هرگز هدر رفتنی نیست بلکه تنها فکر و فرهنگ ماندگار و جاودانه است . این همان نور است . امر ناجی موعود و قیامت و آخرالزمان و ظهور امری مختص شیعه نیست و در همه مذاهب حقه حضور دارد ولی برای شیعه در رأس و محور همه اعتقاداتش قرار دارد . امروزه انسان بدون نور امید به این ظهور انسانی تسلیم و تباه و هلاک شده و پوچ و بلکه مرده است به لحاظ روح .

نور همان عرفان است و انسان بدون عرفان ، انسانی ظلمانی است . و عِرفان ما عرفان آخرالزمان و قیامت و لقاءالله است و عرفان الساعه است و عرفان هم اکنون است عرفان زندگی است عرفان عهد بوق نیست عرفان هزاره سوم است . عرفان واقعه است و عین واقعیت است و لذا عرفان شعر و شعار و استعاره و مثال و حکایت و اسطوره و ایهام و سمبل ها نیست . عرفان حق است حقی که عین واقعیت انسان امروز است . عرفان بمب و ایدز و اعتیاد است ، عرفان تکنولوژی و لیبرالیزم است ، عرفان جنون و خودکشی و جنایت است ، عرفان خفقان و ترور است ، عرفان انقلاب است ، عرفان انسان است و نه عرفان از ما بهتران و عرش نشینان ، عرفان خانه بدوشان است . عرفان ما ، عرفان دوزخیان و برزخیان هم هست و نه فقط آنان که سحرگاهان با ملائک باده مستانه می زنند . بلکه عرفان اکثریت بشری که شبانه روز خون دل می خورند و چرک و فساد و سقر می نوشند و آتش استفراغ می کنند . عرفان هروئینی ها و کراکی ها و همجنس بازان و بیماران اسکیزوفرنیا و ف و ا ح ش و دزدان و جانیان و زندانیان و مطرودین و تنهایان و کارتون خوابها و خودسوزان است . و این ویژگی عرفان آخرالزمان است که دوزخ آشکار شده است .

و بخشی عظیم از این آثار ، عرفان اهل دوزخ است . برای عشق به حقیقت انسان و عطش نجات مردمان از این آتش ، دل به دوزخ زدیم و پانزده سال بعد که از آن سوی طبقه هفتمش سر بر آوردیم دیدیم که هیچ اثری از ما در این جهان باقی نمانده است . فهم و جان و تنی با هزاران جراحت و چرک و فساد باقی مانده از آثار دوزخ و خیانت دوزخیان . تک و تنها بیمار و بر آستانه فنا . جمع حیات و هستیم را بر تاق نیستی زدم تا از اسرار انسان با خبر شدم و اینست آن نبأ عظیم .

پس این مجموعه آثار حاصل چنین سفری است و شاید پر هزینه ترین سفری باشد که کسی در این دوران بدان نائل آمده است که در پایان این سفر جز خدا برایش باقی نمانده است و خود خداوند شاهد و نویسنده حقیقی این آثار بدست بنده بوده است و اگر در جای جای این آثار خود را جز با خداوند روبرو نمی یابید احساسی کاملاً درست است . پس به همو پناه برید در این قیامت نامه تا از جمله سعادتمندان باشید . پس انکار مکنید هر آنچه را که در خود می یابید . این آثار همچون کاخ آئینه هاست که خود را در همه سو دیدار می کنید . انکار مکنید تا رستگار شوید . تصدیق کنید تا نجات یابید و مورد مغفرت و الطاف الهی قرار گیرید . انشاءالله .

    

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 0:46  توسط دکتر علی اکبر خانجانی  

فلسفه عشق

 

(بودن یا نبودن)

 

آنچه که انسانیت نامیده می شود به همراه زیر مجموعه هایش مثل ایمان ، نیکی ، سخاوت،ّ محبت ، گذشت ، فضیلت ،عصمت ، معرفت ، عدالت ، صداقت ، قناعت و...در یک کلام آن انسانی است که مظهر اراده به دوست داشتن باشد و بر این اراده بماند تا به  دوستی با خدایش برسد و عاقبت محبوب خداوند گردد که این اجر ابدی انسان است اجری بدون توقع و حساب ! و اما آنچه که رذالت وپلیدی و شیطنت و کفر و شقاوت و جنون و فساد و بی عصمتی و ریا و تجاوز و ستم و حرص و جنایت و غیره نامیده می شود که معرف انسانی دگر و متضاد با آن انسان حقیقی است در یک کلام انسانی است که مظهر اراده به دوست داشته شدن و محبوب بودن است .

در حقیقت همه خیر و شر آدمی معلول این دو اراده مذکور است : دوست داشتن یا دوست داشته شدن : عاشق بودن یا معشوق بودن : فاعل بودن یا مفعول بودن : مختار بودن یا مجبور بودن و ... نهایتاً بودن یا نبودن !

همه بدبختیهای ذلت بار و تباه کننده بشری حاصل تلاش برای محبوب شدن در نزد دیگران است و این علت العلل دروغ ، ریا و فریبکاری و پلیدی تا سرحد جنون و جنایت است .

آنکه همه تلاشش برای دوست داشته شدن است بسوی کفر و ناپاکی و ضلالت می رود و خداوند علناً اعلان کرده است که چنین انسانی را دوست نمی دارد . یعنی نهایتاً نه تنها موفق نمی شود که احدی را دوستار و عاشق بر خودش سازد بلکه منفور خداوند هم می شود و این دوزخ است ولی انسانی که دوست داشتن را برگزیده است بدون آنکه توجه به اینکه چه حاصلی داشته باشد و اینکه آیا این تلاش برای دوست داشتن به منفوریت او می انجامد یا محبوبیتش ولی خداوند می گوید که این انسان را دوست می دارد و این همان بهشت است در دو عالم .

آنکه هر کاری که می کند به این نیت است که دیگران دوستش بدارند همواره ناکام است و از جهان و جهانیان به کینه و نفرت می رسد و این زمینه جنون و جنایت است و نهایتاً می گوید که : دست من نمک ندارد . در واقع دست این نوع آدمها حقیقتاً هم بی نمک است زیرا به قصد فریب قلوب به دیگران خدمت می کنند و این نابخشودنی ترین ریاکاری هاست زیرا قلوب بشری متعلق به خداست و خانه خداست و به تصرف بشری در نخواهد آمد . پس این جنگ و مکر با خداست و لذا مورد نفرت خداست و نفرت خدا از بشر رانده شدن بشر بسوی آتش خشم اوست یعنی دوزخ . پس اراده به پرستیده شدن و محبوب بودن ذات کفر بشر است و منشأ همه صفات کافرانه و شرارت های بشری است و کفری جز این نیست زیرا پرستیده شدن فقط از آن خداست و لایق اوست .

ولی انسان مؤمن و خردمند سعی می کند تا دل خدا را بدست آورد یعنی دلش را برای خدا آماده سازد و وجودش میزبان خدا باشد . این همان آیه مشهور است که :«ادعونی استجب لکم» یعنی دعوت کنید مرا تا بیایم!

چنین انسانی بطرزی حیرت آور خودبخود محبوب مردمان هم واقع می شود بی آنکه حتی لزوماً برایشان کاری مستقیم انجام داده باشد . و این اجر دیگری از جانب خداست که چنین انسانی چه بسا محبوب دشمنان خود واقع می شود علیرغم میل آنها . عاشق بودن بدون آنکه بخواهی معشوق شوی : اینست انسان !

خدایگونگی انسان همان مقام عاشق بودن و دوست داشتن بی مزد و منت و هر انتظاری است . این همان انسان بودن است .

یعنی اراده به محبوب بودن نیز همان انسان نبودن و به تسخیر شیطان در آمدن است زیرا آرمان شیطان به تسخیر آوردن دل انسان است . پس محبوب شدن و دل دیگران را تسخیر کردن یک اراده شیطانی است و اصل شیطنت همین است و لاغیر . این همان معنای ذاتی بودن و نبودن است برای موجودی بنام انسان .

و اینست که زنانی که در اراده به محبوب بودن تا سر حد پرستیده شدن تلاش می کنند اسوه های شیطان مجسم می شوند و عاقبت هم به فجیع ترین سرنوشت ها مبتلا می گردند که ر و س پ ی گری درمعنای وسیع و متنوع کلمه از جمله آنهاست .

مردانی هم که در راستای چنین اراده ای زندگی می کنند مبتلا به زن صفتی شده و هویتی ر و س پ ی منشانه می یابند که ویژه مردان است . دوست داشتن بقصد دوست داشته شدن همان دوزخ رابطه زن و مرد است .

رسوخ شیطان در قلوب انسان فقط و فقط و فقط حاصل اراده به محبوب بودن و پرستیده شدن است و لاغیر . زیرا آدمی نهایتاً دلش یا خانه خدا می شود یا خانه شیطان : خدایگونه بودن یا شیطان گونه بودن !

به همین دلیل آمده که :«مردانی که از زنان پیروی می کنند از شیطان پیروی می کنند .» زیرا مرد به قصد تسخیر کردن دل زن و محبوب اوشدن مرید اراده اش می گردد و این تلاشی ذاتاً ابلیسی است و عین اطاعت از ابلیس است که عاقبتی جز کینه و انتقام وخیانت ندارد . پس ای مرد هر گاه که عاشق شدی بگریز که اینست عشق بهشتی !

هیچ کینه و جنایتی نیست الا اینکه بطریقی مستقیم و غیر مستقیم حاصل اراده به محبوب شدن و ناکامی حاصل از این اراده است .

این اراده ام الفساد امیال و احساسات بشری است .این اراده خود دال بر حضور شیطان در نزد انسان است که باید لعن گردد زیرا دل فقط خانه خداست و هر که غیر خدا بر آن در آید آن دل به آتش کشیده می شود و دوزخ جز این نیست دوزخی که امروزه عشق نامیده می شودو لذا جز جنون و جنایت هم عاقبتی ندارد چون دروغ است یعنی آدمی از عاشقیت دیوانه و جانی نمی شود بلکه از اراده به معشوق شدن و ناکامی حاصل از آنست دیوانه می گردد و دست به انتقام می زند .

پس خود این ادعا هم تا چه حد وارونه و مالیخولیائی و شیطانی است که آدمی میل به معشوق بودن و پرستیده شدن را عاشق بودن می نامد که غایت خودفریبی و جنون است یعنی آدمخواری و تسخیر دل و روح دیگران را عشق و ایثار می نامد . پس ذات این ادعا بر دروغ و مکر و جنون است . ادعائی که امروزه موسوم به عشق است این عشق کافران است که مثل همه چیزهایشان وارونه و دروغ است . این عشق ابلیس کبیر دوران ماست .

کسی که می خواهد در نظر دیگران خوب و پاک و زیبا و مقدس و بزرگ و مهم و برتر بنماید مجبور به دروغ و ریا و فریبکاری است و این هم علائم اراده به پرستیده شدن در نزد دیگران است و قلمرو ابلیس نفس است . تظاهر به عشق و پرستش دیگران می کند تا معشوق و معبود قرار گیرد . و تظاهر و دروغ محصولی جز دروغ و تظاهر ندارد و این عاقبت جنون آمیز و نفرت انگیز روابط اجتماعی این نوع انسان است که اکثراً چنین هستند . این جوهره باطنی و آگاه و ناآگاه کفربشر است . این قلب کفر است . کفری با اسم مستعار «عشق» و ایثار که دعوی خدمت به مردم را دارد ولی نهایتاً به نفرت و انتقام از مردم می انجامد زیرا نیت آدمی بالاخره رسوا می شود که آیا هدف مردم پرستی بوده یا خودپرستی . از این منظر مردم پرستی و مردم داری و آبروبازی معنای دیگری از کفر و نعل وارونه خودپرستی است .

کسی که بتواند در نزد خودش عزیز و محبوب و خوب باشد از این دروغ بزرگ بی نیاز است که دیگران او را بپرستند و تصدیق کنند . انسانی که بدون توجه به نظر و قضاوت مردم روی به احکام الهی و فضائل اخلاقی می کند و بر اساس صدق و عصمت و گذشت و محبت و درستکاری زندگی می کند در نزد خودش محبوب می شود و لذا از شیطان عشق و ایثار مصون می ماند . در حقیقت همه آدمهائی که به خودی خود و در خفا اهل گناه و رذالت و تبهکاری هستند در رابطه با دیگران دم از عشق و ایثار می زنند و مبتلا به اراده به پرستیده شدن و محبوب بودن می شوند و این راه و رسم ضلالت و فلاکت و عداوت است .

آنکه برای خدای نیکی می کند و آنکه بخاطر خلق نیکی می کند ! این دو نوع انسان مذکور است : انسان مؤمن و انسان کافر ! 

و اما انسانهائی که برای خدا نیکی می کنند نیز دو نوع هستند : آنانکه خدا را در پشت بام آسمان و فقط در حیات آخرت و قیامت فرض می کنند و آنانکه خدا را در خویشتن و در لحظه به لحظه حیات و هستی خود حاضر و ناظر می بینند . آن خداپرستی آسمانی موجب نفاق و ریا و دوگانگی می شود و اعمال نیک به معنای حق حساب و رشوه ای به خدا محسوب می شود . این نوع خداپرستی در آدمی هم باعث عبادت است و هم معصیت و فساد . و این نفاق است که بمراتب بدتر از مردم پرستی محض است . این منافقان در آن واحد با خدا تجارت می کنند و با مردم هم عشق بازی .

فقط کسی می تواند در نزد خودش محبوب و بی نیاز از محبت خلق باشد که خدا را در باطن خویش شاهد بر خویش ببیند . فقط اینگونه است که انسان می تواند صادق باشد با خودش و با مردم . این  نوع انسان از محبت و خدمت به دیگران بخودی خود لذت می برد چه تأئید شود و چه تکذیب گردد . این انسان در دل خویش محبوب است یعنی آن کسی است که خداوند دوستش دارد و اینست که او را از محبت و پرستش مردم بی نیاز می کند یعنی از ریاکاری و عشق بازی و نمایش ایثار بی نیاز می سازد .

تا آدمی حضور خداوند را در خویشتن و همه اعمال و افکار و روابط خود درک نکند از دروغ و ریا گریزی ندارد و صادق نمی تواند بود نه با خود و نه با دیگران و نه با خدا . و این مستلزم معرفت نفس و سیرو سلوک عرفانی و خودشناسی الهی است . و این تنها راه نجات انسان از دوزخی است که با نام عشق تقدیس می شود . انسان تا خدا را در خود پیدا نکند به جستجوی خود در نزد مردم است و این علت مردم پرستی منافقانه و عشق بازیهای فاسقانه و همه عواقب فجیع آنست . این تنها راه صدق به معنای اساس همه فضائل اخلاقی و دینی و انسانی است . صدق راهی جز خدایابی در خویشتن ندارد . آنکه در نزد دلش محبوب باشد بدان معناست که خدا در دل اوست و او محبوب خداست و اینست راه صدق و محبت و رستگاری انسان و رهائی از شیطان عشق و ایثار .

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 0:45  توسط دکتر علی اکبر خانجانی  

خبر بزرگ !!

ایران برآستانه هزاره سوم

(گزارشی از آخرین وضعیت بشری)

 

آیا قرن بیستم یعنی آخرین سده هزاره دوم میلادی چگونه قرنی بود ؟

به بیانی دقیقتر آیا هزاره دوم چگونه هزاره ای بود و این تمدن حاکم بر جهان مدرن ما که دارای عمر تقریباً دو هزار ساله است چگونه تمدنی است ؟و آیا این تمدن در سرآغاز هزاره سوم خویش در کدام مرحله از تکامل و عمر تاریخی خویش قرار گرفته است ؟ و  نهایتاً آیا بشریت مدرن امروزه در چه موقعیت تاریخی قرار دارد ؟ آیا انسان مدرن دارای هیچ خودآگاهی تاریخی هست ؟

بی تردید تمدن حاکم بر جهان مدرن و آنچه که مدرنیزم جهانی نامیده می شود که همان تمدن تکنولوژیست است یک تمدن کاملاً غربی و اروپائی است که در هر منطقه از جهان دارای رنگ و لعاب فرهنگی خاص خویش است که این رنگ و لعابها هم بسرعت در حال بیرنگ شدن است و براستی تا دو دهه دیگر همه اختلافها و نبردهای فرهنگی و دینی و ملی هم از میان می رود و شاهد جهانی کاملاً تکنولوژیست – امپریالیست خواهیم بود که حتی ملیتها را هم در خود حل نموده و حداکثر چند اتحادیه بزرگ اقتصادی – سیاسی – نظامی ارکان اقتدار جهانی و چالش هایش خواهد بود . که زیر پوست این جهان تماماً تکنولوژیست شبکه های زنجیره ای از نبردهای چریکی (تروریستی) برعلیه این نظام واحد جهانی مشغول تخریب و کشتار خواهد بود که ماهیت آنهم اساساً مذهبی خواهد بود که نماینده توده های میلیاردی تحت ستم و مستضعف در سراسر جهان است که بدون شک سرچشمه های عقیدتی آن دین اسلام است . جریاناتی شبیه بن لادن در وسعتی جهانی .

این نبرد ملتها بر علیه دولتهاست که نبردی بر علیه تمدن جهانی غرب است . این نبرد مذهب برعلیه کفر است . نبرد طبیعت بر علیه تکنولوژی . نبرد پاکی بر علیه فسادی که زمین و آسمان را در بر گرفته است . نبرد سلامتی بر علیه منشأ بیماریها که کل این تمدن مدرن است . نبرد اخلاق بر علیه نیهیلیزم . نبرد فطرت بر علیه شیطنت . نبرد معنویت بر علیه مادیگری . نبرد عقل بر علیه علم . نبرد عدالت بر علیه ستم . نبرد حقیقت بر علیه لیبرالیزم . نبرد محبت بر علیه شقاوت . نبرد مسئولیت بر علیه قساوت و بی تفاوتی . نبرد روح بر علیه تن پرستی . نبرد بر علیه رادیواکتیو و ایدز و اعتیاد و خودکشی . و همه این نبردها ، نبردی واحد است بر علیه دشمنی واحد که کل این تمدن مدرنیزم و حامیانش در سراسر جهان است که نمایندگانش دولتهای ملی و اتحادیه های بین المللی هستند .

این ، آن آخرین وضعیت جهانی انسان تا چند دهه آینده است که هم اکنون هم نشانه هایش یکی بعد از دیگری آشکار شده است . این همان وضع آخرالزمانی است که خود این تمدن آخرالزمانی در ذاتش دچار خود براندازی عمدی و سهوی و آگاه و ناآگاه شده است . ایدز و اعتیاد و خودکشی و تشعشعات رادیواکتیو و انواع امراض لاعلاج و مهلک جسمی و روانی و اجتماعی و مفاسد محیط زیست نمونه هائی از خود براندازی سهوی است و نبردهای جریانات تروریستی هم جنبه ای از خودبراندازی عمدی و آگاهانه است که تبدیل به جریانی جهانی می شود و در قلوب ملل جهان راه می یابد و از شرق تا غرب جهان پایگاههای عملیات می یابد که محور عملیاتش همان انتحار و استشهاد خواهد بود . در واقع کل جهان و بشریت به لحاظ فکری و روانی و هویتی به دو جناح موافق و مخالف وضع موجود در می آید که موافقانش اتحادیه های جهانی و دول هستند و مخالفانش هم جریان تروریستی (انتحاری) و اکثریت توده بشری است .

این وضعیت مذکور کاملاً در حال وقوع است و پدیده ای غیب بینانه نیست .

آیا در چنین وضعی مرگبار که کل بشریت با تمامیت موجودیت خود در تضاد افتاده و دیوانه گشته است که مرگ را تنها راه نجات می یابد آیا جهان اسلام و مسلمانان و مخصوصاً شیعیان و ایرانیان و جمهوری اسلامی چه می کند و در چه موقعیتی است ؟ آیا برای چنین روزی که بسیار نزدیک است هیچ برنامه ای داریم ؟ در چنین روزی که همه علائم قیامت هم یکی پس از دیگری رخ نموده و خواهد نمود جز دین خدا و خاصه اسلام و تشیع هیچ فکر نجاتی نیست و درواقع جز خدا هیچ پناهی نیست : ناجی موعود!

این بحران مالی در جهان که از غرب آغاز شده بی شک خیلی سریع جهانگیر می شود و متعاقب آن بحرانهای نوینی سر بر می آورد و همه دیگر بحرانهای موجود هم دو صد چندان شدیدتر فعال می گردد و براستی جهانی بر آستانه قیامت خواهیم داشت .

آیا برای چنین روزی بسیار نزدیک ما مسلمانان و ایرانیان هیچ برنامه ای و فکری داریم ؟

بی تردید آن جریانات مبارزاتی و انتحاری و ضد استکباری در سراسر جهان همان بستر ظهور ناجی موعود است که مسلماً در درجه اول مسلمانان و شیعیان را مخاطب قرار می دهد و طلب می جوید . آیا براستی در آنروز کسی هست که لبیک گوید ؟

ما بعنوان مسلمان و شیعه و اصولاً ملتی اهل دین تا چه حدی در آنروز عظیم قابلیت یاری ناجی را داریم ؟ آیا در آنروز خود ما در کجای این فلاکت جهانی قرار داریم ؟ آیا ما سالمتر و ایمن تریم یا بدتریم ؟ آیا تا آنروز از ایمان و مسلمانی ما چیزی باقی مانده یا همین دین مشرکانه و منافقانه و مذبذب ما هم بر باد زمانه رفته است و ظاهر و باطن با بقیه جهان همسان شده ایم ؟ آیا براستی مسئولین و رهبران و متفکران کشور ما هیچ به فکر چنین روزی که به یقین و بسرعت در حال آمدن است هستند؟ اگر هستند پس باید مردم را و مسلمانان را هم بیدار کنند تا آماده و مهیا شوند چون ما عملاً در چنین روزی قرار داریم و این همان روز پنجاه هزار ساله است که بر مرحله عطفی از آن وارد شده ایم و در سراشیبی بسیار تندی قرار گرفته ایم . این یک شیب جهانی و تاریخی و ماوراء طبیعی است بهمان شدت که طبیعی و بشری و اقتصادی و تکنولوژیکی و سیاسی و تسلیحاتی است .

رویاروئی با چنین وضعی چیزی مترادف با مواجه شدن با یک زلزله ده ریشتری پیش بینی شده و بدیهی است و آماده سازی همه جانبه برای آن . پس یک برنامه حداقل ملی و تمام عیار را می طلبد . هر چند که چنین وضعیتی مسلماً بهمراه حوادث غیر مترقبه طبیعی همچون زلزله و طوفان و سونامی ها و قحطی ها هم خواهد بود که در این چند دهه در سراسر جهان شاهدش بوده ایم .

ما هم اینک هم اگر چشمان خود را بگشائیم در روز واقعه قرار داریم یعنی پیش لرزه های پیاپی آن در این دو دهه اخیر از همه سو خودنمائی کرده است .

آیا براستی رهبران ملتها و قدرتها برای چنین روزی فکری اندیشیده اند ؟ یا فقط به فکر منافع زودگذر خویشند و برنامه های انتخاباتی و ... پروژه های 5 – 10 ساله کورشان کرده است و جلوتر از نوک دماغ خود را نمی بینند .

شواهد نشان می دهد که مردم عادی و عامی در سراسر جهان هشیارتر از رهبران و دولتمردان خویشند و آنهائی که به اصطلاح استراتژیست و ایدئولوگ نامیده می شوند عموماً در خوابند .

ما مسلمانان و خاصه شیعیان دو صد چندان مسئولتریم زیرا آگاهتریم زیرا صدها روایت و حدیث درباره چنین روزی از نزد امامان و رسول و قرآن بما رسیده است که بسیاری از آنها بارز گردیده است و بسیاری مقدماتش آشکار شده است و مابقی هم در راه است همه علائم طبیعی ، تاریخی ، تکنولوژیکی ، اجتماعی ، اخلاقی و سیاسی و اقتصادی و روانی هر روزه در حال خودنمائی است : زلزله های پیاپی در سراسر زمین ، سرریز شدن آب دریاها (سونامی ها ) ، تشعشعات مرگبار از آسمان ( مسئله لایه اوزون)، امراض جدید و عجیب و لاعلاج، خودکشی های فزاینده ، رشد جنایت های جمعی ، مفاسدی که از طبیعت آشکار شده ، مفاسد اخلاقی ، امراض روانی ، ناامنی ها ، بی ناموسی ها ، بچه کشی ، هراس ها ، تباهیهای سیاسی ، تورم و ربا در سراسر جهان ، همجنس گرائی ها ، اعتیادها ، مالیخولیاها و صد ها نشان دیگر .

آیا براستی کسی در فکر هست ؟ اگر نیست پس بهتر است که هر کسی لااقل به فکر خودش باشد و راهی اورژانسی بسوی خدای خویش بجوید زیرا بقول قرآن در آنروز هیچکس را توان یاری به دیگری نیست و جز خدا هیچ دادرسی نیست . این همان «خبر بزرگ» است در قرآن : نبأ عظیم!  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 2:37  توسط دکتر علی اکبر خانجانی