چه باید کرد ؟
( یک پیشنهاد ملّی به رئیس جمهور آینده )
به نام خدا
امروزه که بازار تغییر و اصلاح و انتخابات و اندیشه ، برای زندگی بهتر و رفع مشکلات و بن بست هاست ، ما نیز بر اساس معارف و حقایقی که تاکنون طرح کرده ایم بطور مختصر و مفید پیشنهاداتی را پیش روی طراحان و دولتمردان و دلسوزان نظام قرار می دهیم هر چند می دانیم که گوشی شنوندۀ این حرفها نیست ولی این حداقل کاری است که بعنوان وظیفۀ دینی می توانیم انجام داد :
1- بیائیم و برای لااقل یک دوره ریاست جمهوری دست از شعارها و تلاشهای به اصطلاح پیشرفت مدارانه و توسعه طلبانه و افتخارآفرین و چشم دشمن کورکن و زنده باد و مرده باد بکشیم و به اصلاح اساسی وضع موجود بپردازیم و آنچه که هست را بر محور قانون اساسی و ارزشهای بنیادین انقلاب و اسلام و اخلاق و عدالت و شرافت انسانی بازسازی کنیم تا شیرازۀ امور از دستمان خارج نشود .
2- پروژۀ خانمانسوز و ملت سوز و دین سوز و جوان سوز معروف به " چشم انداز بیست ساله " را تعطیل کنیم و نظری به وضع موجود و احوال و اوضاع کنونی بیندازیم و رخنه های ویرانگر اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اخلاقی را جبران کنیم . زیرا این " چشم انداز " چشم ما را به فلاکتهای موجود در جامعه کور کرده است .
3- به جای اینکه از چشم دشمن ( آمریکا و اسرائیل و ... ) به جامعۀ خود نگاه کنیم بیائیم و از چشم مردم خودمان و دین و ارزشهای بومی خودمان به جامعۀ خود بنگریم . زیرا دشمنان ما امروزه خود در سراشیبی سقوط هستند و الحمدلله به اندازۀ کافی گرفتاری دارند .
4- تکنولوژی محوری را تبدیل به ایدئولوژی محوری کنیم . توسعه محوری را تبدیل به اصلاح محوری و اخلاق محوری و عدالت محوری کنیم و مسابقه محوری را تبدیل به ایثار محوری کنیم . و آمار محوری را تبدیل به واقعیت محوری کنیم .
5- رسانۀ ملی بجای اینهمه برنامه های سرگرم کنندۀ مبتذل و تبلیغات خودپرستانه ، برنامۀ فرهنگی – ارشادی – عرفانی ِ پیگیر و دامنه داری را در همۀ شبکه ها طراحی کند که موجب بخود آئی وجدان معنوی و دینی و اخلاقی باشد تا موجب فروکش کردن حرص و طمع و اسراف و جنون پیشرفت و مسابقات مادی و علمی و فنی و هنری و دانشگاهی و مدرکی گردد . این مسابقۀ جنون آمیز که تبلیغات رسانۀ ملی از علل آن است باعث مفاسد عظیمی می باشد .
6- رسانۀ ملی که مبدل به بزرگترین کانون استکبار فرهنگی و نفس پرستی و اشرافیت و مدرک پرستی و علم و فن پرستی مالیخولیائی و ورزش پرستی و ظاهر پرستی و تجمل پرستی در منطقه شده است و مردم ایران و مخصوصاً جوانان را دیوانه کرده است باید در کیفیت برنامه هایش یک تجدید نظر اساسی و ایدئولوِژیکی نماید و بیش از این موجب گمراهی مردم نشود و جوانان را دیوانه و غرب زده نسازد . و اینهمه نفس اماره و حرص و جاه طلبی و خود شیفتگی را در جوانان القاء و پروار نکند . این رسانه یکی از بزرگترین منابع تولید فرهنگ اسراف در کشور است .
7- فکری به حال مهاجرت مرگبار از روستا به شهرها و از شهرها به مراکز استانها بکنیم که این موضوع به تنهائی یکی از علل اصلی همۀ بدبختی ها و مفاسد و بیکاری و اعتیاد و فحشاء در طی این سه دهه بوده است . بیائیم و این روند را وارونه سازیم تا مردم به زادگاههای خود بازگردند . این مهاجرت مرگبار بنیاد خانواده ها را برکنده است .
8- اسراف در کشور ما معلول یک فرهنگ کافرانه و غرب زده و تکنوکرات و منافق در همۀ اقشار جامعه است که تلویزیون یکی از منابع تبلیغی آن می باشد . بنابراین جامعۀ ما براستی نیازمند یک انقلاب فرهنگی – ایدئولوژیکی – شیعی است و بازگشت به شعارها و ارزشهای اولیۀ انقلاب که بسرعت فراموش و بلکه مسخ و وارونه شد : بازگشت به اسلام !
9- فرهنگ و تبلیغات اسلامی و انقلابی در ظرف یک اقتصاد بیمار سرمایه داری ، از علل همۀ تناقضات و رسوائی های سیاسی و اقتصادی و اخلاقی در جامعه و نظام ماست . بنابراین تدوین یک اقتصاد ایدئولوژیک مبتنی بر قرآن و عرفان و سنت و علم روز از واجب ترین اقدامات فرهنگی می باشد که اقتصاد ما را از این بن بست و فساد روز افزون برهاند .
10- اطلاع رسانی صادقانه و جامع به مردم دربارۀ مفاسد و بدبختی ها و دامهائی که در جامعه وجود دارد تا مردم با چشم بسته به این دامها نیفتند . مثل مسئلۀ اینترنت که پس از مرگ سهراب نوش دارو به میدان آوردند . صداقت دولت با ملت که دچار اختلال عظیمی شده و همین امر موجب بیزاری بخش عمده ای از مردم و مخصوصاً جوانان از نظام و اسلام و انقلاب شده است . احیای این صداقت از اقدامات اورژانس مسئولین است که تا دیرتر نشده بایستی کاری کرد وگرنه اصلاحات به شورش یا فروپاشی می انجامد .
11- بازگشت به قانون اساسی و احیای مفاد این قانون . بخصوص مفاد اقتصادی آن . زیرا قانون اساسی ما یکی از معطل ترین قانون اساسی در جهان است . بازگشت به قانون بخش عمده ای از مفاسد اقتصادی را از بین می برد .
12- بازگشت به بانکداری اسلامی که یکی از ارکان قانون اساسی ماست که تاکنون کاملاً تعطیل بوده است و نظام بانکی ما از بانکهای آمریکا و اسرائیل هم ربائی تر است . و این ربا اساس تورم و بخش عمده ای از مفاسد اقتصادی و فرهنگی در کشور است .
13- ملت ایران بدهکارترین ملت جهان است . بیائیم و پول نفت را به ملت نزول ندهیم و تن و روح ملت را به آتش نکشیم و این ملت ربازده را از این فلاکت روح نجات دهیم .
14- نظام آموزش و پرورش و همچنین آموزش عالی به اعتراف اکثر دلسوزان و کارشناسان فرهنگی ، نظامی بغایت بیمار و بی هویت و مخدوش و غرب زده است . و امروزه دانشجویان ما از دانشجویان قبل از انقلاب بی هویت تر و کافرتر و سرگشته ترند . بیائیم و انقلاب آموزشی کارساز و مبتنی بر ایدئولوژی و تربیت شیعی در این نظام بیمار بوجود آوریم . این نظام زمینۀ اصلی گرایش جوانان به اعتیاد و بزهکاری است . نسل جوان ما در حال از دست رفتن هستند و نمی توان از طریق فوتبال درمانی و جایزه درمانی و خودشیفتگی این فلاکت را علاج نمود .
آنچه که گفتیم دردهای ملموسی است که هر ایرانی در این کشور آنرا درک می کند . این طراحان و مدیران و برنامه ریزان کلان کشورند که در خوابند و چشم خود را به روی مردم بسته اند و فقط منافع حزبی و مصالح کاذب دیپلماتیک را مدنظر دارند و کل مردم و انقلاب و اسلام را فراموش کرده اند . مردم ما بهترین مردم جهانند ولی دولتمردان ما سوراخ دعا را گم کرده اند و بسوئی می روند که کل کشور را به نابودی می کشانند . این برعهدۀ مقام رهبری و روحانیون و علما و مجاهدان و دلسوختگان است که برخیزند و کاری کنند تا قبل از اینکه کار از کارها بگذرد و به سرنوشت شوروی سابق مبتلا شویم و دست به خود – براندازی زنیم هر چند که در راه خودبراندازی قرار داریم .
بدین ترتیب موضوعات بحرانی جامعۀ ما اقلام زیر هستند :
1- نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی
2- نظام بانکداری
3- اقتصاد سرمایه داری
4- رسانۀ ملی و تبلیغات
5- مسئلۀ مهاجرت روستائیان
6- رجعت به قانون اساسی و مبانی انقلاب و اسلام
7- تکنولوژی پرستی بیمارگونه
8- اسراف و غرب زده گی منافقانه
9- اطلاع رسانی و صداقت با مردم
والسلام

